خانم دکتر لعنتی
گوش کرَ!

خانم دکتر لعنتی

نویسنده : بهمن بهمنی

رفتم دکتر‌، خانم دکتر بعد معاینه و شست‌وشوی گوش رو به من کرد و گفت: 

صدای من رو می‌شنوید آقای بهمنی؟

تو چشم‌هاش نگاه کردم و هیچی نگفتم! با صدای بلندتر گفت، صدای من رو می‌شنوید؟

دوباره سکوت کردم!

با مشت کوبید روی میز و داد زد: 

می‌گم صدای من رو می‌شنوید؟

لبخندی زدم گفتم چرا داد می‌زنین  خانم دکتر! اگه کَر نبودم که پیش شما نمیومدم... 

 

پ.ن: در ادامه‌ی خاطره‌ی مشکل شنوایی رجوع شود به لینک زیر:

http://jeem.ir/article/blog/27226

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٦/٠٥/١٨
١
٠
ولی دکتره سری قبل مهندس صدات میکردا.... :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠٥/١٩
٠
٠
خخخ رو دفترچم اسمم رو خونده بود :)
f.farzad
f.farzad
٩٦/٠٥/٢٤
٠
٠
جسارتا به صفات پیشینتون، کر بودن رو هم اضافه کنید -_- کر عاشق :||| هوووفففف این بهاره کجاست که بیاد و شما رو از بلا تکلیفی نجات بده، از دست رفتین -_-
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠٥/٢٧
٠
٠
:) خخخ
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١