طفل معصوم و بی گناه خوابید
شعری سروده خودم

طفل معصوم و بی گناه خوابید

نویسنده : Ali_emadi

در هیاهوی این شهر او پر زد

زخمِ سینه‌ی پدر که دختر زد

پر ز آغوش و چشم مادر زد

طفل مظلوم و بی‌پناه خوابید

 

طفل هشت ماهه در خیابان بود

داغ خورشیدِ آن روز سوزان بود

ماه زان داغ خورشید گریان بود

در خیابانی قرص ماه خوابید

 

شیرخواره‌ای که شد پرپر

تشنه لب چو آن علی اصغر

او ولی نبود روی دست پدر...

سخت‌تر از قتلگاه...، خوابید

 

 بخت، بذرِ غنچه مردن کاشت

نقش کوته‌ای در این نمایش داشت

کارگردان زد آخرین برداشت:

"طفل معصوم و بی‌گناه خوابید"

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٥/١١
٠
٠
هیع :(
aryan_son
aryan_son
٩٦/٠٥/١٢
٠
٠
😢 ☹👌
پربازدیدتریـــن ها