قصه آمدن و رفتن ما
قصه‌ی پر خنده‌ی مادر شدی

قصه آمدن و رفتن ما

نویسنده : h_sh863

ای که بی‌خبر از عالمی و گرد جنین جمع شدی

گاهی می‌خندی و گاهی به دنیا اشک داری

ای که بر دور جهان مادر جمع شدی

از جنین بر قلب مادر خط شدی

گاه می‌خندی و گاه گریه کنی جمع شدی

با آمدنت گریه بر جهان رنگ شدی

قصه‌ی پر خنده‌ی مادر شدی

گاه می‌چرخی و گاه دور فلک با همه چرخ فلک بر دل مادر شدی

از آمدنت گل ز دل قصه‌ی مادر شدی

بر چرخ فلک از روز ازل تا به جهان بوده همی قصه که تکرار شدی

این قصه‌ی آمدن و رفتن گاه خنده گاه گریه به این دور جهان همرنگ شدی

با ساز جهان خنده کنی گاه شعر شوی گاه رود شوی بر دریا روی

تا به عرش و یا به بازی گردون زمان بالا یا پایین شدی

آخر شعر چو ماهی به دریای جهان با فانوس قشنگ چه خوش رنگ شدی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٥/١٧
٠
٠
عکس مطلب منو بدجوری جذب کرد :)) ولی اونچیزی که انتظارشو داشتم نخوندم... منتظر نوشته های حرفه ای تر از شما هستم دوست عزیز =)
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١