عشق و تبسم
شعری سروده خودم

عشق و تبسم

نویسنده : سلیمان حسنی

دلم گرفته ز دنیا، چو غم فراگیر است 

ز یاد خاطره‌ها اشک ما سرازیر است 

به روزگارجوانی ،نشاط الزامی است 

چرا به سی نرسیده،دل همه پیر است 

برای کم شدن شادمانی و سرور 

چه کس جوابگو برای جرم و تقصیرست 

کنون نیاز همه خنده‌ای بود از جان 

دوباره وقت عبور از عذاب و تغییر است 

دگر به دفتر و دستک فقط غزل دارم 

چو عقل پیش محبت به بند و زنجیر است 

بساز زندگی‌ات را، به دست خود حامی 

نگو که قسمت ما بود و دست تقدیرست 

ببخش عشق و تبسم به هر دل غمگین 

برای مهر و محبت دگر نگو دیر است 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
aryan_son
aryan_son
٩٦/٠٥/١٩
٠
٠
چرا به سی نرسیده دل همه پیر است⁦:'(⁩ ؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/٠٥/٢٢
٠
٠
سلام ممنونم ازحضورتون
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٥/٢١
٠
٠
عالی بود جناب حسنی مثل همیشه👏👏👏
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/٠٥/٢٢
٠
٠
سلام:تشکرمیکنم ازلطفتون
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٥/٢٢
٠
٠
لاااااااااااااااااااااااایک استاد عزیــــــز ^_^ نمیشه برا من کلاس بزارید بیام شعر یاد بگیرم ازتون؟ :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/٠٥/٢٢
٠
٠
سلام:سپاسگزارن ازمحبت شما.خداپناهتان
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/٠٥/٢٢
٠
٠
ببخشید.سپاسگزارم
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٥/٢٢
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
جارچی

حملات کیهانی

٩٧/٠٤/٢١
شعری سروده خودم

طبل ناسوری

٩٧/٠٤/٢٠
نگاهم به من می گوید...

لطفا به من گوش کنید

٩٧/٠٤/٢٠
اینجا ایران است...

ملت جو!

٩٧/٠٤/١٩
شعری سروده خودم

آشفته دنیا

٩٧/٠٤/٢٥
دوستت دارم

آرام جان

٩٧/٠٤/٢١
شعری سروده خودم

ضریح چشمانت

٩٧/٠٤/٢١
قدرتی بزرگ تر

چهارده ساله ی خداناباور

٩٧/٠٤/٢٥
از آینده این نامه اطلاعی ندارم

خانه‌ای که پدر ندارد

٩٧/٠٤/٢٣
شعری سروده خودم

زخم خورده چشم

٩٧/٠٤/٢٠
آزاد باش

آهای دیوانه

٩٧/٠٤/٢٦
اینجا نزدیک اسمان است

زندگی واقعی

٩٧/٠٤/٢٥
یادداشتی بر فیلم Her

عشق مجازی

٩٧/٠٤/٢٠
قلبم به درد آمد

خط مستقیمی به بهشت لطفا

٩٧/٠٤/٢٤
کار سخت برای اثبات خود

کمال طلبی چیست؟

٩٧/٠٤/١٩
صدا و سیمای بی کفایت

نمایش بدبختی با بیت المال

٩٧/٠٤/٢٣
به همین سه نقطه ها

عادت کرده ایم

٩٧/٠٤/١٩
خاطرات زمستانی

مردی با شال گردن آبی

٩٧/٠٤/٢٤
دیوانه شدم

در جستجوی روی ماه تو

٩٧/٠٤/٢٣
متاسفم...

ایست قلبی

٩٧/٠٤/٢٥