یک روز از همین امروز و فرداها
در سکوت مطلق

یک روز از همین امروز و فرداها

نویسنده : s_n

یک روز از همین امروز و فرداهایی که می‌آید و می‌رود؛

بیدار می‌شوی و می‌بینی:

نیستم!

نیستم و کسی نیست که ناز کند

کسی نیست که شیطنت کند .

کسی نیست که در اوجِ تب و هذیانِ سرما خوردگی ، بزند زیر آواز !

بعد می‌نشینی و حسرت می‌خوری

دلت تنگ می‌شود و بغض بیخ گلویت گیر می‌کند

یک روز از همین امروز و فرداها

نه سروصدا می‌کنم، نه چمدانی می‌برم

فقط تمام خودم را لوله می‌کنم زیر بغلم، دفتر شعرم را برمی‌دارم

و آنقدر بی‌صدا می‌روم

که "در" هم از خواب زمستانی‌اش بیدار نشود!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٦/٢٦
٠
٠
خیــلی عالیه.. آفرین...
s_n
s_n
٩٦/٠٦/٢٧
٠
٠
ممنون^-^
h_sokoot
h_sokoot
٩٦/٠٦/٢٦
٠
٠
خیلی خوب بود...
s_n
s_n
٩٦/٠٦/٢٧
٠
٠
تشکر
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٢٧
٠
٠
چقدر قششششششششششششششنگ :))))))
s_n
s_n
٩٦/٠٦/٢٧
٠
٠
چشات قشنگ میبینه:)
star_night947
star_night947
٩٦/٠٦/٢٨
٠
٠
قشنگ بود و روح نواز...:)
s_n
s_n
٩٦/٠٦/٢٩
٠
٠
نظر لطف:)
b_mollaei
b_mollaei
٩٦/٠٦/٢٩
٠
٠
اون روز هیچ وقت نرسه ... به آخرش که رسیدم واقعا بغض کردم قشنگ بود ... درود بر شما :))
s_n
s_n
٩٦/٠٦/٢٩
٠
٠
رفتن اجتناب ناپذیره!سلامت اون لحظه که زمزمه بشه شعر سهراب:کفش هایم کو؟... ممنون ک خوندی:)
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات