نامه هایی به همسرم / قسمت اول
از حسرت هایمان می نویسم

نامه هایی به همسرم / قسمت اول

نویسنده : غزاله بانو

محمد عزیزم! 

این اولین نامهای است که بعد از یک ماه و 12 روز آشنایی‌مان برایت می‌نویسم. به غیر از تو هیچ احدالناسی حق باز کردن این «دفترنامه» را ندارد. از حسرت‌هایمان می‌نویسم، از دوست‌داشتن‌هایمان از خاطراتمان و از دعواهایمان که اگر روزی فراموش کردی... فراموش کردم این نامه‌ها بشود آلبوم روزهای زندگی‌مان. روزهایی که عاشقانه از هم جدا هستیم ...

ای کاش انقدر آزاد بودیم که وقتی در راه شاهرود_مشهد ساعت 2:13 نیمه شب در یک اتوبوسی که قصدش کم کردن فاصله ماست به سر می‌بری و دلت می‌گیرد و می‌خواهی با ملکه‌ی زیبایت حرف بزنی بتوانی با خیال راحت او را از خواب بیدار کنی و من با خیال راحت‌تر تلفن همراهم را روی میز کنار تخت خوابم بگذارم به امید شنیدن زنگ تو و آنقدر سبک بخوابم که با باز شدن در اتاق از خواب بپر و وقتی پدرم را پشت در می‌بینم لبخند بزنم وبگویم: بابا فکر کردم محمده! و پدرم به  صورت پف کرده و منتظر و خواب‌آلودم لبخند بزرگ‌تری بزند بگوید: بخواب بچه، محمدتم الان خوابیده. و سرم را آرام روی بالش گرم و نرمم بگذارم و خودم را جابه‌جا کنم و باز به رویای شیرین تو فکر کنم.

محمد جان!

حتما تو هم مرا درک می‌کنی اگر بگویم چقدر سخت است که خواب مرد رویاهایت را در شیرین‌ترین لحظات صبح ببینی و وقتی با لبخند چشم‌هایت را باز کنی غصه‌ات بگیرد که چرا نمی‌توانی خواب شیرینت را برایت مادرت تعریف کنی مادرت دستت را بگیرد و بوسه آرام حواله‌ی گونه‌های گل انداخته‌ات کند و بگوید که خوابت تعبیر می‌شود و به زودی محمدت را خواهی دید.

می‌دانی؟ دوست داشتم مثلا وقتی می‌گویم فلان غذا را درست کرده‌ام و خیلی خوشمزه شده بود و حتی یک تکه کوچک از ان نماند و همه انگشتان‌شان را هم با غذا خوردند، به جای اینکه بگویی مگر دست پختت چطور است، از دست پختی که هفته‌ای 14 بار آن را امتحان می‌کنی تعریف کنی و بگویی مگر از دست‌های تو برای پختن غذا وسیله مناسب‌تری هم هست؟ و دست‌هایم را محکم فشار بدهی و قربان صدقه‌ی ناخن‌های لاک زده‌ام بشوی و و یک بوسه پشت دستم بکاری و هر جایی از دستانم که به خاطر پریدن روغن داغ یک لکه قهوه‌ای کوچکی یک‌دستی  آن را به هم زده با انگشت اشاره‌ات ناز کنی و بگویی چرا مراقب خودت نیستی و با یک کلمه‌ی «الهی بمیرم»‌ات من بمیرم و زنده شوم و ندانم که باید خجالت بکشم یا ذوق کنم یا تو را به خاطر آرزویی که کردی دعوا کنم.

الان دقیقا ساعت 12:33 دقیقه ظهر است و من در حال سرخ کردن بادمجان‌ها هستم ولی تمام فکر و ذکرم جای تو و خوابی که دیشب مرا دیوانه‌تر از پیش کرد، هستم. به گمانم دیگر به مشهد رسیده‌ای و در حال استراحت هستی وگرنه تلفنم را جواب می‌دادی. برایت پیغام گذاشته‌ام که هر وقت بیدار شدی خبرم کنی... آه چه سخت است لحظه‌های انتظار...

 

یکشنبه 25 تیر ماه 1396 / معشوقه‌ات

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
faezeh76
faezeh76
٩٦/٠٥/٠١
٣
٠
چه نامه پر از احساسي :)
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٥/٠٢
١
٠
:) ممنون عزیزم
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٥/٠١
٠
٠
که این مدلیــا!!! :) خوشبخت شین با هم الهی :)
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٥/٠٢
٠
٠
مررسیی^_^ شما و همه:)
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٦/٠٥/٠١
٠
٠
سرشار از احساس بود:) الهی کة غم نبینین!!:)
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٥/٠٢
٠
٠
مرسی مائده جوونی:) همه همینطور:)
ژاله
ژاله
٩٦/٠٥/٠٢
١
٠
خب امیدوارم زندگی به همین قشنگی و رمانتیکی که دلتون میخواد پیش بره براتون. و قصد ندارم تو ذوقتون بزنم، اما مردها به این نوشته ها و احساسات لطیف فقط می خندن و تمسخر می کنن و میرن...
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٥/٠٢
٠
٠
ممنونم:)) البته مرد داریم تا مرد ! هنوز واکنششو ندیدم حقیقتا خخخ ولی اگرم بخنده میشینیم دوتایی کنار هم با هم هی نامه هارو میخونیم هی می‌خندیم:دی
z_ghorbani
z_ghorbani
٩٦/٠٥/٠٢
٠
٠
عزيزم تبريك ميگم ازدواجتو انشاله عاقبت بخير بشين شما و همه ي جوونا :)
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٥/٠٣
٠
٠
تشکراات ^_^
k_koolak
k_koolak
٩٦/٠٥/٠٢
٠
٠
اول خوشبخت بشین دوم من خیلی با ذوق و اینا هستم و خب اکثر خانم ها مردهای رمانتیک رو دوست دارند ولی ب دلایلی گاهی مردها اونقدرها رمانتیک نمیشن.مرد من هم این طور بود.اما باید ابراز احساسات و ... رو بهشون یاد داد فقط حواستون باشه وابستگی زیاد نشون ندین.یک خانم مستقل و محکم که عاشق همسرشه
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٥/٠٣
٠
٠
چشم! :) ممنون از نظر خوبتون:) خوشبخت باشید انشالله:)
miss_X
miss_X
٩٦/٠٥/٠٤
٠
٠
وووی احساس داره از هر کلمه نامتون میچکه!چه خوشبخته این محمد اقا:)
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٥/٠٥
٠
٠
باید به محمد آقا گفت :دی منتظر نامه های بعدی هم باش پس^_^
f_rezaee
f_rezaee
٩٦/٠٥/٠٥
٠
٠
بسیار بسیار زیبا و پر احساس نوشته بودید. متن روان و عالی بود. از نوشته تون اینطور فهمیدم که هنوز ازداوج نکرده اید، اگر حدسم درسته ان شاالله که خوشبخت و عاقبت به خیر شوید.دعا میکنم حاجت دلت با حکمت خدا یکی باشه. اگر خدا بخواهد ...
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٥/٠٥
٠
٠
خیلی خیلی لطف دارید^_^
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٦/٠٥/٠٥
٠
٠
واوووووووووووووو چه خبر بوده من یه مدت نبودم:) مبارکا باشه خانم خانوما الهی به پای هم پیر بشین و خوشبختی تو زندگی تون موج بزنه:)
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٥/٠٦
٠
٠
مرسی خانوم معلم کم پیداااا^__^ همه جوونا انشالله:)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٦/٠٥/٠٦
٠
٠
خانم معلم کم پیدا سیستمش خراب بود یه مدت دسترسی به نت نداشت:) الان اومدم که دیگه نرم:)
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٥/٠٨
٠
٠
خب پس خداروشکر :))))
الهام بانو
الهام بانو
٩٦/٠٥/٠٩
٠
٠
چه مرد خوشبختی اوشون :) بخاطر داشتن چنین خانم گل ومهربونی بهشون تبریک میگم:)) بهشون بگو لطفا سهم شیرینی منا پست کنند
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٥/١٠
٠
٠
ممنوووون^_^ به خودوشون بگو اباجی من خیلی گفتم :دی سهم شیرینی تم که قرار شد بیایم اصفهان بت بدیم دیگه^_^
الهام بانو
الهام بانو
٩٦/٠٥/١٠
٠
٠
اومدم اینجا گفتم( البته نوشتم درست تره) تا بخونند ای همسر ابجی غزاله من حواستون به اجی من باشها زن از این بهتر گیرتون نمیومد والا
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٥/١١
٠
٠
واجب شد لینک رو بفرستم براشون دیگه:دی
محمدعلیـ
محمدعلیـ
٩٦/١١/٢٠
٠
٠
اگرچه که تا وسطش بیشتر نخوندم اما خوب بودو پراحساس .... ارزش خوندن را داشت .
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١١/٢٤
٠
٠
همون بهتر که کامل نخوندید:)) با تشکر از وقتی که گذاشتید ^____^
پربازدیدتریـــن ها