دختر من بخواب لالایی
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

نویسنده : PDrAM

توی کوچه عروسکی بی مو

چشم هایش نصیب زاغی شد

دامنش زیر پای مردم له

آتش سیخ و دود یاغی شد

 

توی کوچه عروسکی بی مو

صاحبش را نموده امشب گم

هی لگد میخورد از این دنیا

هی لگد میخورد از این مردم

 

صاحبش دختری که بابایش

مرد بیکار و یک بساطی شد

دخترک هی بساط را می چید

گرچه ریز و درشت قاطی شد

 

آسمان تیره بود و بارانی

زلزله، جنگ و سیل و ویرانی

توی ذهن پدر پر از آشوب

دست مادر قنوت طوفانی

 

ربنا آتنا کجا رفته!؟

ربنا آتنا غذا خورده!؟

ربنا آتنا کجا مانده!؟

ربنا آتنا بگو ! مرده!؟

 

آتنا جیغ و داد و فریادش

آتنا اشک و درد و تنهایی

آتنا ضجه‌های قبل از مرگ

آتنا خواب ناز و لالایی

 

آتنا چشم پاک و معصومش

بین دستان مرد افیونی

دختر و جسم سرد و قربانی

دختر و دامن و تن خونی

 

دختر و جسم نیمه بی هوشش

درد و خون، مرگ حس انسانی

یاد آغوش گرم مادر تا

ناله های ضعیف پایانی

 

آره را می‌کشد به روی پوست

در سرم جیغ تلخ  خش و خش را

زخم‌هایی که چون خوره در جان

بوف سرگشتگی و چرخش را

 

مرد معتاد پست بی وجدان

آه !  لعنت به این کم از حیوان

لعنتی بر لباس شهوت خیز

لعنتی بر دو چشم شهوتران

 

توی کوچه عروسکی بی مو

صاحبش را خدا خدا می‌کرد

سگ ولگرد با وفا ای کاش!

جستجو تکه‌های ما می‌کرد

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٦/٠٤/٢٤
٠
٠
:(((((
PDrAM
PDrAM
٩٦/٠٤/٢٤
٠
٠
:((
Vania
Vania
٩٦/٠٤/٢٤
١
٠
:(((( ربنا! آتنا بگو! مرده؟! چقدر این روزا سنگینه! دیدن هر دختربچه‌ای دل آدمو خون می‌کنه.
PDrAM
PDrAM
٩٦/٠٤/٢٤
٠
٠
سلام و درود ... واقعا همینطوره😞😭
خاتون گیس گلابتون :)
خاتون گیس گلابتون :)
٩٦/٠٤/٢٥
٠
٠
😭😭
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠٤/٢٥
٠
٠
😢😢😞😞✔
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٤/٢٥
٠
٠
وای که چقدر خوب و تلخ بود این شعر .. :( خیلی تلخ .. خیلی
notareal
notareal
٩٦/٠٤/٢٥
٠
٠
همگی، این بالا، منو نیگا کنید، آتنا هستم، هفت ساله هستم، برخی فراموش کردن. می گن، چادرِش کجا بود، زر و زیور چرا، آخه تتلو تو برو همبازی خودتو پیدا کن. بابا جون، آدما، من یه کودک ام، چی خیال کردین؟ دنیا اومدم، پدرم با سختی مارو بزرگ کرد، تا اومدم کودکی کنم، تو بازی جِر زَدَن. چی؟ «آخِی، نشد چند سال دیگه خونه بخت بره و اینا، یا اینستاگرامی بشه،» بابا جون چند بار بگم من یه کودکم، یه غنچه که نشد شکوفه کنم. بزارید کودک ها کودکی کنند، روشون گره های روانی تون باز نکنید. //// پدرام جون مرسی که عروسکمو پیداش کردی، اونو بده به آناهیتا جونم که شش سالشِ. به آناهیتا جونم بگو من تو بهشت تو بَغلِ مامانش، خانم دکتر، مریم خانم نشستم، که دلم برا مامان بابام تنگ نشه. پدرام جون بازم برام من بنویس.
پربازدیدتریـــن ها
انتظار پیشرفت نداشته باشید

عدالت یا صرفه جویی آموزشی؟

٩٦/٠٧/١٩
شعری سروده خودم

می نویسم تهدید تو بخوان التماس

٩٦/٠٧/٢٠
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
تا یادم نرود که...

پرواز بر فراز آشیانه فاخته

٩٦/٠٧/٢٠
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
از ظلمی که می شود...

جهان امروز و امید به آینده

٩٦/٠٧/٢٠
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
آقا بیا...

قرن تنهایی

٩٦/٠٧/١٩
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
شعری سروده خودم

امید دارم

٩٦/٠٧/١٩
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
تبلیغات