همان دیوار قدیمی
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

نویسنده : Taiyebe ghafooriyan

قدم هایش را آهسته تر میکرد..

آسیاب زمانه هم موهایش را سفید کرده، عصایش را به کنار دیوار کشید، تکه نان خشک افتاده کنار خیابان را برداشت، با لبهای خشکیده اش بوسید و کنار درخت کوچه گذاشت.

به راهش ادامه داد. همان کوچه قدیمی بود. دستانش را به دیوار کاهگلی خانه سرنبش کشید. بعد از سی و اندی سال، هنوز هم بوی عطر پسرش را میداد.

سرش را به دیوار نزدیک کرد. اشکهایش همچون رود پرخروش سرازیر شد. بوسه لبی به روی دیوار انداخت. آری همینجا بود که از زیر قران رد و شد خنده کنان، چفیه سفید رنگش را برای مادر تکان داد.

این همان دیوار قدیمی بود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٤/٢٧
٠
٠
:((( امان از خاطرات.. امان از یادگاریا :(((
Taiyebe ghafooriyan
Taiyebe ghafooriyan
٩٦/٠٥/٠٩
٠
٠
امان از بی تابی......
پربازدیدتریـــن ها
حرمت را ندیده ام...

من به تو وابسته ام، آقا تو راهم می دهی؟

٩٦/٠٧/١٨
همان دختر دوباره به رستوران آمد

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت یازدهم

٩٦/٠٧/١٨
انتظار پیشرفت نداشته باشید

عدالت یا صرفه جویی آموزشی؟

٩٦/٠٧/١٩
شعری سروده خودم

می نویسم تهدید تو بخوان التماس

٩٦/٠٧/٢٠
حرف های تمام نشدنی

دوست های رادیویی

٩٦/٠٧/١٨
تا یادم نرود که...

پرواز بر فراز آشیانه فاخته

٩٦/٠٧/٢٠
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
آقا بیا...

قرن تنهایی

٩٦/٠٧/١٩
شعری سروده خودم

امید دارم

٩٦/٠٧/١٩
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
از ظلمی که می شود...

جهان امروز و امید به آینده

٩٦/٠٧/٢٠
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
تبلیغات