مدرک زندگی
به دانشگاه می‌روم تا...

مدرک زندگی

نویسنده : علیرضا خورسندی

به دانشگاه می‌روم تا یاد بگیرم...

به دانشگاه می‌روم تا یاد بگیرم که چلو کباب را می‌شود با یک سیخ کباب هم خورد.

به دانشگاه می‌روم تا یاد بگیرم که اگر دیر برسم دیگر بودن یا نبودنم فرقی نمی‌کند.

به دانشگاه می‌روم تا یاد بگیرم که من باید به دنبال دانش باشم نه دانش به دنبال من.

به دانشگاه می‌روم تا یاد بگیرم که هر کاری را می‌شود با تلاش مضاعف انجام داد.

به دانشگاه می‌روم تا یاد بگیرم که قدرآن‌چه را دارم بدانم و برای به دست آوردن نداشته‌هایم تلاش کنم.

به دانشگاه می‌روم تا یاد بگیرم که کار امروز را به فردا نیندازم.

به دانشگاه می‌روم تا یاد بگیرم که از آموخته‌های دیگران استفاده کنم.

به دانشگاه می‌روم تا یاد بگیرم که هر چیزی را نمی‌شود به سادگی از زندگی حذف کرد.

به دانشگاه می‌روم تا یاد بگیرم که هر کاری وقت خودش را دارد و اگر گذشت دیگر گذشته.

به دانشگاه می‌روم تا یاد بگیرم که زندگی همیشه بر وفق مراد آدم نیست.

و در آخر به دانشگاه می‌روم که مدرک زندگی بگیرم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
tanha
tanha
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
به دانشگاه می‌روم تا یاد بگیرم که زندگی همیشه بر وفق مراد آدم نیست.....عالی بود ممنون :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
خواهش میکنم :)
کودک درون
کودک درون
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
خلاصه ی فواید دانشگاه!!!!!!!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
سپاس
jalal
jalal
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
ما برای کسب مدرک آمدیم نی برای درک مطلب آمدیم
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
آيـــــــــــــــــــــــــــي گفتي :))))
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
دکتر خسروان سرکلاس ما همیشه اینو میگفت
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
ههههههههه خیلی جالب والبته واقعی بود....
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
ممنونم آقا علیرضا
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
کدوم دانشگاه میری شما؟؟؟آدرس بده مام بیایم خیلی دانشگاه پر باری بوده:))...متن جالبی بود ولی فکر می کردم طنز باشه از خط اولش...حالا راستشو بگو طنز بود؟:))
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
اره راست ميگه ادرس بده ما هم بيايم//////////////
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
والا دانشگاه ما چلو کباب میده با 1 عدد کباب ! :)) طنز نبود :))
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
تشكر.........
faride
faride
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
دانشگاه فقط ادم چیزی یاد میگیره هویجور!!!!!
faride
faride
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
"به دانشگاه می‌روم تا یاد بگیرم که از آموخته‌های دیگران استفاده کنم".با تقلب منظورشه:)))))
sarah_n
sarah_n
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
=))))))))))
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
ممنون
آروشا
آروشا
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
که یاد بگیرم چگونه بازیگر موفقی شوم که حتی شان پن هم انگشت بر دهان بماند:)))
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
من که اصلا نمی رم!!
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
راست ميگي :) اينجانبم به دانشگاه ميرفتم تا بيكار نباشم!!! واللا (o_0)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
اون که یک طرف ماجراست.
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
منم چون دانشگاه نرفتم از احوالاتش بی خبرم≧◔◡◔≦  
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
اصولا دانشگاه اینه دیگه!
re_sa
re_sa
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
تشکر
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
اینارو یادگرفتیم نو دانشگاه جدی؟یادم نمیاد...چرا
باران
باران
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
ای کاش دانشگاهها اینطوری بود واقعا
وصال
وصال
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
ای کاش:)
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
یادم نمیاد دانشگاه اینقدر پربار بوده باشه...
a-shafaei
a-shafaei
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
منم موافقم ف.ش- دانشگاه این یادگرفتنیهاکمرنگ بود.
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
این ورزن قدیمه ها
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
الان به دانشگاه ميرن برا مدرك
سیاسفید
سیاسفید
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
قبلامگه واسه چی می رفتن؟؟؟
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات