عاشق حرفه ای!
تسلیم نشو

عاشق حرفه ای!

نویسنده : h_sadat

ثابت کن عشقت را! حتی اگر هیچ چیز برایت باقی نماند. حتی اگر پایت لرزید.

تسلیم نشو. هدفت به اندازه‌ی تمام دنیا ارزش دارد. دلت که لرزید، از فرصت استفاده کن و ناخالصی‌هایش را از بین ببر. بگذار خدا دلت را بتکاند و تمام گرد و غبارهایش را از بین ببرد. اگر هدفت بزرگ است، پس قیمت زیادی هم دارد! ذهنت را پاک کن از هرچه ناخالصی‌ست. نازش را بخر و به کمتر از آن، راضی نشو. سخت است. رسیدن به هرچیز خوب و ارزشمندی، سخت است اما تو شجاع باش و باور کن لیاقت رسیدن به آن را داری. مثل گل سرخ، نترس. درست است اتفاقی بد خواهد افتاد و تو خوب این را می‌دانی و اثراتش را به جان خریدی، اما لازم نیست تسلیم شوی. چون می‌دانی حاکمی محکم پشتت است! او جبرانی برای تمام نداشته‌هایت است و تو نمی‌توانی بدون آن حاکم، طاقت بیاوری. تو سرسخت‌تر از این حرف‌هایی و هیچ چیز نمی‌تواند مانع رسیدن تو به هدفت بشود. حتی مرگ. وظیفه‌ی عاشقی‌ات را خیلی خوب انجام بده.

من ز سودای سر زلف تو کم پیچم سر

حاش لله که فراموش کنم عهد قدیم

عاشق روی تو غیر از تو نخواهد چیزی

فارغ از ذوق جنان باشد و وز بیم جحیم

لامع قزوینی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
با ایشون چه نسبتی دارید؟

آقازادگی

٩٧/٠٦/٢١
می‌خوام برم آسمون

سقوط رو به بالآ

٩٧/٠٦/٢١
او سیب باغ دیگری‌ست

دل بکن

٩٧/٠٦/٢١
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
بد دردی‌ست

وابستگی

٩٧/٠٦/٢٢
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

فرزندت کجاست؟ شعر طنز

٩٧/٠٦/٢٢
سرمان را گول مالیده‌اند

پاییز فصل مزخرفیست؟

٩٧/٠٦/٢١

پدر، پسر و بستنی‌ای که آب نشد

٩٧/٠٦/٢٢
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت چهارم

٩٧/٠٦/٢٣
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠