Notice: Memcache::pconnect(): Server localhost (tcp 11211) failed with: Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::pconnect(): Can't connect to localhost:11211, Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 72 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 75 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 95 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 98 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 33 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 36 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 49 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 52 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 65 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 68 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 36 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 39 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 45 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 48 جیم - سوگند به قلم و آنچه می نگارد www.jeem.ir
سوگند به قلم و آنچه می نگارد
به بهانه چهارده تیرماه روز قلم

سوگند به قلم و آنچه می نگارد

نویسنده : زهرا مبارزی

قلم آبستن است واژگان لگدهای محکمی می‌زنند، پس از هر درد جان‌فرسا, قلم به خود می‌پیچد و تندتر می‌نویسد, شاید رنجی کم کند.

حاصل این درد چیست؟

نوزادی که هرگز زاده نخواهد شد! این خاصیت نوشتن است, که هیچ‌گاه هیچ چیز آرام‌ات نخواهد کرد. در میانه نوشتن است که به ویژگی‌های تنهایی پی می‌بری و راهی متعالی برای پنهان شدن می‌یابی و در پس این پنهانی است که پیدا می‌شوی و جان می‌گیری, آنقدر که می‌توانی بواسطه قلم‌ات جان ببخشی و این همان پیدای پنهان است که به لطف نوشتن ترسیم خواهد شد. آنجاست که بی‌دهان می‌خندی, بی‌سخن حرف می‌زنی!

نوشتن فریادی‌ست نشات گرفته از زمزمه‌های انزوای درون، آنجا که حرف نزدن اندوه است و حرف زدن و فهمیده نشدن. اندوهی بزرگ‌تر! بی‌تردید گاه باید فقط سکوت کرد و صدای پاهای قلم را شنید که آهسته بر خطوط نقش می‌بندند...! و اوج عزت قلم آنجاست که پروردگارت به جان قلم سوگند می‌خورد: «نون وَالقَلمِ وَ مَا یَسطرون» 

سوگند به قلم و آنچه می نگارد...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
p-hajian
p-hajian
٩٦/٠٤/١٤
١
٠
خیلی قشنگ بود.
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٤/١٤
١
٠
ممنونم از اينكه خونديد🌱
Ali_Amiri
Ali_Amiri
٩٦/٠٤/١٥
١
٠
بسیار عالی و زیبا
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٤/١٧
٠
٠
ممنونم🌹
notareal
notareal
٩٦/٠٤/١٦
١
٠
دید و مانند گویی (استعاره پردازی) نوشتار بس درگیر با روان آدمی بود، سپاس شما را که به راستی اندیشه چون رَدا بر پیکر نوشتار پیش می تازید. این کَلک (قلم) نیز بود پر جوهرِ گوهر، بسان آن ها که در پیش آوردید، دست مریزاد. // چون فرزانه کَلک در دوات اندیشه فرو برید، شایسته ست که بهین گزینی ی (نقدی) ارایه کنم، گر که گراینده (مایل) باشید، در دیدگاهِ پَسین (بعدی) در روزی دگر، از دَرِ پیش کِش. // از نو ارج می نهم آنچه از ورای بازِه دورین ما را بدان میهمان کردید.
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٤/١٧
١
٠
سپاسگزارم🌹🌹🌹
notareal
notareal
٩٦/٠٤/١٨
١
٠
قلم خاصیتی دارد که سر تا سینه بشکافی . . . دگربارش بفرمایی به فرق سر دوان آید (فرزانه «شیخ» سعدی شیرازی، موهبت پروردگار همه ارزانی اش باد) //// اندر بهین گزینی: نویسنده برگزیده نویس، در کاربرد واژه گان، ساختار و ریخت* شما آموزگار این مهرورز باشید. اگر در این راه استوار خواهید که بردارید گام، بسی خوشنود شوم تا که نشان های* شما را در آتیه در نسک های تان* خوانم، خداوند یاورتان باد. // از همین روست که نتوانم زبان در کام فروبرده کاستی و آسیبی که نوشتار دل نشین شما از آن رنج برد، با پوزش و رخصت از شما، به رخ نکشم. آن نیز نمی باشد مگر کاربرد نشان شگفت زدگی، «!»، یک پس از دیگر، در کاری والا. // این نشان در کارهای ادبی، نوشتار های پیروی ادب، نوشتار کاروسوداگری*، داده پردازی* و دانش رایانه ای، فرزانِ* کلاسیک، و گروهی دیگر، بسیار بسیار به خردی به کار گرفته می شود. تا بدان جا این راستا سُهندگی* برانگیزست که در انگلیسی از این نشان با نامِ شْرْیک*، که هم ردیف جیغ بنفش زنده یاد هوشنگ ایرانی* از آن در پارسی توان نام برد، یاد کنند، تا که کاربرد آن را ناشایسته یادآور شوند. این نشان تا سال ۱۹۷۰ هنوز بر روی بژنگان* برنشانده* نشده بود. // توان تاریخچه و فرانمونِ* بیشتری در این راستا آورد، بِه که پهنه باریک نکنم، اما. // چون دانم بسیار می خوانید، خود دیده اید که شاید نویسندگانی چون ر. اعتمادی و یا شِلدون آمریکایی کاربرد وافر از این نشان کنند، اما نه آن نویسنده نیک و کلاسیکی که گزیده و برگزیده نویسد. اگر نوشتاری لخت از سهش* و هیجان ست، باور کنید، «!» برای خردی آن رنگ به نوشته دهد، اما رنگ از رخسار ورسنگ* نویسنده در درازای گاه* بَرَد. // در بده بستان های دیدگاهی (کامنت) در پهنه هست نما*، کاربرد این نشان چنان خسران آور نیست اما. // نویسنده برازنده ای، چون شما، شایستی، نَه بَل بایستی، شگفتی و سهش والا و بالا در البسه ریخت و جستار* نوشتار به خواننده ارایه دارد. آری، گاه در این راستا پیروزی از آنِ نویسنده نیست، که بزرگ ترین نویسنده های گیتی این آزموده اند. خواننده شما خُرد خُرد شما شناسد و دیگر به، با پوزش، مرفینِ «!» نیازی نیست. از نو سپاس شما را که خواندن شیرین و آموزنده کنید. ////// *ریخت: فُرم؛ *نشان: اثر؛ نسک: کتاب؛ *کاروسوداگری: کاروتجارت (در برگیرنده مدیریت و ام بی ای نیز گردد)؛ *داده پردازی: بخش شایانی از انفورماتیک؛ *فرزان: فلسفه؛ *سُهندگی: حساسیت؛ *شْرْیک: shriek (جیغِ خش دار و آزاردهنده گوش)؛ *هوشنگ ایرانی: بنیان گذار بخش بزرگی از شعر نو که چگامه سرایی چون سهراب (سپهری)، در میان دیگران، از وی یان (الهام) گرفتند. گزاره «جیغ بنفش» از زنده یاد ایرانی بود؛ وفات در پاریس ۱۳۵۱: به خاک سپرده شده در بهشتِ زهرا؛ * بژنگان: صفحه ی تایپ؛ keyboard؛ فرانمون: شرح؛ * سهش: حس و احساس؛ *ورسنگ: اعتبار؛ *گاه: زمان؛ *پهنه هست نما: فضای مجازی؛ *جستار: تِم؛
لیلی
لیلی
٩٦/٠٤/١٦
١
٠
این حرف که میگن دردها و غصه ها را باید نوشت تا از شدت انها کم شود دروغ محضه! حتی یکبار هم با دردنوشته ها اروم نشدم ولی با فکر کردن به اینکه چطور مشکلات را دوربزنم صبور شدم..علی ایحال ارتباط کلام خدا و قدرت واژگان در مطلب شما ستودنی است
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٤/١٧
٠
٠
سپاس از شما که خوندید🌹
عین _ شین
عین _ شین
٩٦/٠٤/١٩
١
٠
قلم آبستن است واژگان لگدهای محکمی می‌زنند، پس از هر درد جان‌فرسا, قلم به خود می‌پیچد و تندتر می‌نویسد, شاید رنجی کم کند چقد خوب بود این پاراگراف اولتون، با دل و جون میشد حسش کرد...حتی اگه تابحال سابقه باروری نداشته باشی و یا آقا باشی....با این قسمت متنتون بارور گشتیم و حس بارور بودن رو لمس کردم.....دم شما دمادم پایدار و مستدام...
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٤/٢٠
٠
٠
سپاسگزارم🌹🌹قطعا شما خوبتر خوندید
ساسان
ساسان
٩٦/٠٤/٢١
١
٠
با سلام مطالعه کتاب "بنویس تا اتفاق بیافتد" بیان زیبایی است از نوشتن تا رسیدن به مقصود
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٤/٢١
١
٠
خیلی خوب بود... توصیفات و تعابیر و همه چی منو کشت اصلا اینقدر که خوب بودن... به احترام این قلم باید به قد ایستاد... احسنت.
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٤/٢٢
٠
٠
بی نهااایت خوشحالم که خوندید و نظرتون قطعا باعث خوشحالی و انگیزه من خواهد بود....ممنونم دوست من❤🌿