تاوان کارهای خوب را باید بدهی
می دانی چه می گویم؟

تاوان کارهای خوب را باید بدهی

نویسنده : مهدي اقتدارپرور

دوست داشتن الفبا دارد. بايد زبان دوست داشتن را بداني. در دوست داشتن هر آري به معني آري نيست و هر نه به معني نه. فرق دارد با الفبايي كه كودك هفت ساله مي‌آموزد. فرق دارد به همين جهت است كه گاهي در دوست داشتن فهم و اطلاعات فرد هفت ساله محصل با يك فرد با مدرك فوق دكتري مي‌تواند برابري كند. دوست داشتن در كنار قصد سواد مي‌خواهد سواد دوست داشتن! در دوست داشتن هميشه آزار دادن به معناي آزار دادن نيست. آزار دادن از سر كينه و دشمني نيست. گاهي آزار برداشت شماست و از نظر فرد ظالم يعني دوست داشتن. بد برداشت نكنيد. دوست داشتن هيچ‌وقت آسان نبوده. شاعر هم اشاره مي‌كند كه عشق آسان نموند اول ولي افتاد مشكل‌ها. شروع دوست داشتن آسان‌ست هركسي مي‌تواند شروع كند هركس زيبايي‌هاي دوست داشتن را به خاطردارد اما ادامه‌اش كار هركس نيست. شايد به همين جهت باشد كه دنيايمان پرشده از روابط نصفه و نيمه روابط نيمه كاره رها شده كات شده عزت نفس و غرور در همه حال زندگي يعني حفظ منّيَت يعني ارزش قائل شدن. افراد بايد هميشه منيت‌شان را حفظ كنند. اما غرور در دوست داشتن يعني سم. يعني آلت قتاله. غرور و دوست داشتن هيچوقت آب‌شان در يك جوی نمي‌رود. در دوست داشتن يا بايد مغرور باشيد و دوست نداشته باشيد يا دوست داشته باشيد و مغرور نباشيد دوست داشتن غرور نمي‌طلبد دوست داشتن گاهي كوتاه آمدن مي‌طلبد. گاهي از خود گذشتگي مي‌طلبد گاهي درك مي‌طلبد. اينكه توقع داشته باشيد در همه حال روابط خوب و جانم و فدايت شوم باشد از كم سوادي شماست. 

اينكه هواي رابطه‌تان كه ابري شد به فكر تمام كردن ارتباط مي‌افتيد از كم سوادي شماست. تا زماني كه منِ وجودتان ما نشده حتي شيريني‌هاي دوست داشتن هم آخرسرمزه تلخي‌اش را دارد. و اگر منِ‌تان را شكستيد و توانستيد ما شويد آن زمان آخر تلخي‌ها هم شيرين خواهد بود. دوست داشتن هركس را مي‌تواند تا تباهي بكشاند. زماني كه از يك تباهي حتمي خلاص مي‌شويد ديگر دلتان نمي‌خواهد كه درگيرش شويد. اسمش را نمي‌شود عشق گذاشت اسمش را مي‌توان تعلق خاطر گذاشت من هم آن زمان كه سوادم در سطح پايين‌تري بود مثل جوان‌هاي امروزي براي نامش مي‌جنگيدم براي اينكه همه بدانند عاشقم. دوست ندارم‌ها. نه عاشقم‌. عاشق‌! اما بعد‌تر كه به تحصيل در رشته دوست داشتن پرداختم برايم فرق نداشت مابقي اسمش را چه مي‌گذارند؟ دوست داشتن؟ علاقه؟ عشق؟ يا حتي ديوانگي. در دوست داشتن نبايد به حواشي بپردازيد مهم نامش نيست ديگر برايم برایم مهم تر لغزیدن انگشت‌ها بود روی پوست مرمري گردنش، مهم درگیری دست‌ها بود با فر موهایش، مهم‌تر آن عادت عجیب دست‌ها بود وقت خواب و‌ ملافه‌های رنگی ‌و‌ معاشقه‌هاي ناتمام. صداي چهچهه مهستي و هايده، گلدان‌های زیر آفتاب تابستان کنار پنجره، مهم ثانیه ثانیه‌هایی بود که نباید هدر می‌رفت. بايد قشنگ مي‌بود كنار معشوق!‌‌ مهم‌تر بوی عود بود و چای، که مي‌تواند همیشه و تا قيامت لبخند بزنند گوشه‌ای از ذهن برای من هم دیگر اسمش مهم نبود خودش مهم بود از يك جا به بعد آرزوهايي به آرزوهايتان افزوده نمي‌شود. 

آرزوها يا فراموش مي‌شوند يا برآورده. از يك جا به بعد دوست داشتن‌ها و روابط جديد پذيرفته نمي‌شود توسط دلت. دوست داشتن سخت مي‌شود. ما آدم‌هايي كه دوست داشتن را كمي بيشتر از بقيه بفهميم و درك كنيم کز می‌کنیم کنج ذهن‌مان و حوصله آدم‌های جدید و رابطه‌های تازه و دوستی‌هایی که بوی نویی و تازگی بدن و بخواهند ما را با خودشان به فراز و نشیب ببرند، نداریم. دوست داشتن‌هاي قديمي و كهنه را ترجيح مي‌دهيم و تاثيرشان روي وجودمان بيشتر است مثل يك كهنه شراب كه مستي‌اش بيشتر است. از يك‌جا به بعد حواشي برايمان صورت مسخره مي‌گيرد. آن چيزي كه برايمان ابدي مي‌شود از حاشيه‌ها به امنيت و اعتماد تغيير پيدا ميكند . 

از يكجا به بعد به نظرمان خوشبخت كسي نيست كه روابط عاشقانهاي دارد. خوشبختي برايمان در داشتن افرادي خلاصه مي‌شود كه قديمي‌اند و مانده‌اند و هنوز هم مثل همان روزها دوست‌شان داريم. از یك روزی، یك لحظه‌ای، همه چیز بوی کهنگی و پوسیدگی می‌دهد و اين كهنگي را به نو و بديع بودن ترجيح مي‌دهيم و تنها چیزی که زندگی را برايمان دلچسب می‌کند، یك كهنه آغوش و یك كهنه لبخند پر از امنيت و از انتهاي وجود است و حس دوست داشته شدن! از يك روزي تا روزی که بمیریم اما مي‌داني؟ درست كه دوست داشته باشيد خوب است اما بدي هم دارد. بدي‌اش اين است كه تا قيامت نمي‌توانيد دوست داشتن‌تان را از برق بكشيد دور بياندازيد يا فراموشش كنيد! 

پ ن 1) تاوان هميشه براي انجام كارهاي بد و ناپسند نيست. گاهي آدم‌ها بايد تاوان كارهاي خوب‌شان را پس بدهند كه چه بسا از تاوان كارهاي بد هم سخت‌تر است. مثل من. مثل من كه بايد تا قيامت تاوان درست دوست داشتن‌ام را هر روز پس بدهم... مي‌داني؟ به‌قرآن كه اگر بداني!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ژاله
ژاله
٩٦/٠٦/١٦
٠
٠
هر روز تاوان دادن؟ چه تاوانی؟ هر روز؟ چه بد. :(
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/١٦
٠
٠
یاد حرف مامانم افتادم که میگه ادم از دوس داشتن زیاد دلش میخواد طرفشو اذیت کنه...اونم نه اذیتی که برای طرف بد باشه..نه یه نوع آزار و اذیت خاص.. از اون آزارهای مخصوص.... / خیلی خوب بود
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٦/١٨
٠
٠
طولانی بود.. سه بار به مطلبتون مراجعه کردم تا کامل خوندمش :/ حیفه نوشته های قوی و قشنگتون رو اونقدر طولانی میکنید که کمتر خونده میشن ! این یک انتقاد کاملا دوستانه ست :)
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
تبلیغات