لطفا سرگرمی ام بمان
وقتی شوخی شوخی جدی می شوند

لطفا سرگرمی ام بمان

نویسنده : صدیقه حسینی

یک سری چیزها در اولویت زندگی من نیستند یعنی قرار نیست باشند پس به خودم میگویم این چند مورد برای سرگرمیست. برای وقت‌های آزاد... وقت‌های خیلی خیلی آزاد... بعد کم‌کم می‌بینم تمام وقتم را گرفته، خودم را می‌بینم که دارم به خاطرش خودکشی می‌کنم، تمام فکر و ذهنم را گرفته و دیگر هیچ راه برگشتی نیست. همیشه همین‌طور است. اولش فقط یک کار کوچک برای وقت‌های بیکاری و حوصله سر بر است اما بعد جای خودش را باز می‌کند و می شود جزء اصلی‌ها! آدم یک دفعه چشم باز می‌کند می‌بیند صد و یک کار نکرده دارد که همه‌شان هم در اولویتند. آن وقت چه طور باید به خودش بگوید دست نگه‌دار! پیشرفت نکن! این کار اصلا برای پیشرفت و این داستان‌ها نیست. عادی باش. خودت را نکش!... آدم چه طور جلوی پیشرفتش را بگیرد و به خودش حالی کند بعضی چیزها فقط همین‌طوری الکی باید باشند. کم و کوتاه! که هر کس درباره‌اش پرسید بگویی: ای... یک چیزهایی بلدم... آدم چه طور به خودش بفهماند که لازم نیست ته و توی همه چیز را درآورد. و اصلا قرار نیست نیت کند در تمام کارها مدال بگیرد و هی خودش را به صد و یک قسمت مساوی تقسیم کند. مثلا من فکر می‌کنم آن‌هایی که بلدند نفس‌شان را یک ساعت تمام نگه دارند یا یک توپ را روی دماغشان بچرخند یا با کف دست روی زمین راه بروند یا هرچیز دیگر، همه‌شان از اول برای سرگرمی این کار را کرده‌اند که مثلا وقتشان را پر کنند یا دورهمی بخندند و یا هرچیز دیگر! حتما آن‌ها هم نمی‌خواستند یک روز  قهرمان نفس حبس کنی بشوند یا مدال بهترین توپ چرخاننده روی دماغ بگیرند. چرا راه دور برویم؟ همین «نوشتن» می‌تواند برای یکی تفننی باشد و برای یکی به سر حد مرگ جدی شود. آدم چه می‌داند. اما  بالاخره یک چیزهایی باید برای آدم کم و کوتاه و موقتی بمانند و آن وقت اگر نمانند اگر شوخی شوخی جدی شوند پس تکلیف سرگرمی‌ها چه می‌شود؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_sokoot
h_sokoot
٩٦/٠٧/١٣
٠
٠
عالی بود!!!
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/١٤
٠
٠
مسیر زندگی خیلی ها با همین سرگرمی هایی که حتی فکرش رو هم نمیکردن عوض شده:)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/١٥
٠
٠
همین سرگرمیا زندگی خیلیا رو کلا ازین رو به اون رو کرده
star_night947
star_night947
٩٦/٠٧/١٦
٠
٠
هییییعععععع...چه چیز باحالی گفتیا..
پربازدیدتریـــن ها
سند زدن چشم هایت به نام من

و چقدر این چشم‌ها با عینک خواستنی‌ترند

٩٧/٠٣/٢٧
آشنایی با تیم های گروه مرگ (گروه B) جام جهانی

بِکِش زیرش!

٩٧/٠٣/٢٧
شعری سروده خودم

دلتنگی

٩٧/٠٣/٢٨
صفای وجود تو را عشق است

دست گل و شیرینی

٩٧/٠٣/٢٨
بر اساس واقعیت

اتاق؛ برترین رمان خواندنی امسال

٩٧/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

عشق بادآورده

٩٧/٠٣/٣١
کاش به خودمان بیاییم

از روزه تا فطر ذهنی

٩٧/٠٣/٢٩
داستانی آشنا

منی که من باشم! / قسمت دوم

٩٧/٠٣/٢٧
شعری سروده خودم

آمدم

٩٧/٠٣/٣٠
بوی تعفنش

کافی شاپ

٩٧/٠٣/٢٨
شده‌ام یک شهر از بوی تو

حتی دستم به خیالت هم نمی‌رسد

٩٧/٠٤/٠٢
به خودتان رحم کنید

فقیر نباشیم

٩٧/٠٣/٢٨
معرفی فیلم

اوکجا را حتما ببینید

٩٧/٠٣/٢٧

هزار و یک داستان

٩٧/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

خداحافظ رمضان

٩٧/٠٣/٢٧
روی موج مثبت

بن بست

٩٧/٠٣/٣١
ای آنکه هیچ یک از نامه‌هایم به دستت نرسید

تو را رقیبانی است

٩٧/٠٣/٣٠
شعری سروده خودم

گرگان و سگان دست به دستند...

٩٧/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

انسان نبودن راهِ زیباییست

٩٧/٠٤/٠٢
حالمان خوش نیست

با توام دنیا

٩٧/٠٣/٣٠