در ستایش 206
چه فرقی می کند؟!

در ستایش 206

نویسنده : صدیقه حسینی

می پرسد چرا 206؟

می‌گویم آخر من از آن‌هایی هستم که همه چیز برایشان از چشم‌ها شروع می‌شود و اتفاقا برخلاف بقیه دنبال چشم‌های غمگین نیستم. من دلم یک جفت چشم شاد و شنگول می‌خواهد. از آن‌ها که فقط کافی‌ست توی صورت کسی باشند تا نقش لبخند را از هر دهانی بهتر بازی کنند. 206ها این طوری‌اند... چراغ‌هایشان شروع شفافیت است. حداقل برای من که این طوری است. یک کودکانگی دارند که آدم دلش می‌خواهد برایشان دست تکان بدهد. که مدام برایشان راه باز کند و بگوید بفرمایید... اول شما!

همین است که من 206ها را دوست دارم. حالا هر رنگی می‌خواهد باشد. چه فرقی می‌کند؟ مهم این است که هنوز کودک است و هنوز یک دنیای فانتزی دارد. و این همان چیزی است که من می‌خواهم...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
به دور از هرگونه طنزیجات

در توصیف دوستان جیمی

٩٧/٠٤/٢٨
آزاد باش

آهای دیوانه

٩٧/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

آشفته دنیا

٩٧/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

جوانی و خامی

٩٧/٠٤/٢٧
قدرتی بزرگ تر

چهارده ساله ی خداناباور

٩٧/٠٤/٢٥
از آینده این نامه اطلاعی ندارم

خانه‌ای که پدر ندارد

٩٧/٠٤/٢٣
اینجا نزدیک اسمان است

زندگی واقعی

٩٧/٠٤/٢٥
قلبم به درد آمد

خط مستقیمی به بهشت لطفا

٩٧/٠٤/٢٤
دلم گرفته است

زنان همگام زنان

٩٧/٠٤/٢٧
صدا و سیمای بی کفایت

نمایش بدبختی با بیت المال

٩٧/٠٤/٢٣
ناراحتم که در حال تمام شدن است

یک روز فوق العاده

٩٧/٠٤/٢٨
دانشمندها چه غلطی می کنند؟

چقدر رابطه ی نیمه کاره در من مرد

٩٧/٠٤/٢٧
توجه به توانمندی بازیگران

مواد لازم جهت یک فیلم کمدی ایرانی

٩٧/٠٤/٢٦
این روایت هر صبح من است

فرشته ای در حیاط

٩٧/٠٤/٢٧
فمینیست وارداتی!

نامه‌ای برای دختران سرزمینم

٩٧/٠٤/٢٥
خاطرات زمستانی

مردی با شال گردن آبی

٩٧/٠٤/٢٤
متاسفم...

ایست قلبی

٩٧/٠٤/٢٥
چشم بر ناز لبت

سوگند

٩٧/٠٤/٢٦
دیوانه شدم

در جستجوی روی ماه تو

٩٧/٠٤/٢٣
طنز

ایده‌هایت را برای سوژه کردن دوست دارم

٩٧/٠٤/٢٦