گوسفند زنده موجود است
اندراحوالات رد شدن عده ای از خیابان

گوسفند زنده موجود است

نویسنده : صدیقه حسینی

واقعیتش این است که وقتی شما کنار خیابان می‌ایستید هر کس ببیندتان فکر می‌کند می‌خواهید از خیابان رد شوید! احتمال بعدی هم این است که شاید تاکسی می‌خواهید که البته این دومی احتمال ضعیف‌تری است چون اگر تاکسی بخواهید یک دستی هم باید تکان بدهید یا هرازگاهی خم شوید از شیشه‌ی تاکسی که برایتان توقف کرده راننده را ببینید و بپرسید تا فلان جا می‌روی یا نه؟!... اما شما هیچ‌کدام این کارها را نمی‌کنید.

شما جوری کنار خیابان ایستاده‌اید که انگار می‌خواهید رد شوید. یعنی نه خیلی عقب که آدم فکر کند فقط منتظر کسی هستید و نه آنقدر جلو که آدم فکر کند در میانه‌های راه‌اید. شما دقیقا لب مرز ایستاده‌اید و این‌جور وقت‌ها آدم به اشتباه می‌افتد.

این را گفتم که بگویم یک عده جوری کنار مشکلات‌شان ایستاده‌اند که انگار می‌خواهند حلش کنند ولی اصلا این‌طور نیست آن‌ها می‌خواهند وانمود کنند که آماده‌ی حل کردن هستند فقط یک جوری ایستاده‌اند ان جا که هرکس می‌بیندشان پیش خودش فکر کند این یک ایستادن بی‌خود و بی‌جهت نیست.

یکی از همان ها هم چنان کنار خیابان ایستاده! ماشین‌ها با سرعت از کنارش می‌گذرند و با خودشان فکر می‌کنند او بالاخره رد می‌شود ولی او حتی یک قدم هم جلوتر نمی‌رود. ماشین‌ها سرعت‌شان را کم می‌کنند  و باز او قدم از قدم برنمی‌دارد. چندتایی از ماشین‌ها می‌ایستند و برایش بوق می‌زنند و با دست اشاره می‌کنند که  یعنی بفرمایید... او محل نمی‌دهد.چراغ راهنما از خجالت قرمز می‌شود و تمام ماشین‌ها را نگه می دارد تا او رد شود ولی باز بی‌فایده‌ست.

راستش را بخواهید این جور آدم‌ها اصلا برای رد شدن نیامده‌اند. باید یک مقوا بردارید و با فونت بزرگ رویش بنویسید: ویلای فروشي! یا چه می‌دانم، گوسفند زنده موجود است و بدهید دستشان که حداقل از ان قالب از خیابان ردشونده نما بودن بیرون بیایند. این‌طوری خیلی بهتر است. حداقل آدم تکلیف خودش را می‌داند که هیچ رد شدنی در کار نیست.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٦/٠٥/٠٧
١
٠
منظور متنتون رو نفهمیدم !
h_sokoot
h_sokoot
٩٦/٠٥/٠٨
٠
٠
منم همینطور!
پربازدیدتریـــن ها
دوباره عاشقش...

بی جهت نیست دلش شوق تو در سر دارد

٩٦/١١/٣٠
شعری سروده خودم

جویای محبت

٩٦/١١/٢٩
می خواهم توی لاک خودم باشم

در ستایش گم شدن

٩٦/١٢/٠١
جشن امضای رهش امیرخانی

لطفا در صف بمانید!

٩٦/١٢/٠١
بس کنید!

بازی با عشق

٩٦/١١/٢٩
ترانه ای سروده خودم

چقدر دلگیرم از بهمن

٩٦/١١/٢٩
دلش پر می کشید

به نام سارا

٩٦/١٢/٠٣
خدایی که در این نزدیکی‌ست

طریق عاشقان

٩٦/١١/٢٨
شوق فردا تو

خواب و رویا تو

٩٦/١٢/٠٢
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨
فیلم بین حرفه ای شوید

مختصر نگاهی بر فرم و محتوا

٩٦/١١/٢٨
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
چرا این کابوس‌های بیداری تمام نمی‌شود؟

این شبیخون بلا باز چه بود

٩٦/١١/٢٩
زمان می‌گذشت و من همچنان می‌نوشتم

مرا بخوان

٩٦/١١/٣٠
تو که نباشی

روزهای من

٩٦/١٢/٠٢
معجزه کربلا است

پایان غم عشق

٩٦/١١/٣٠
سقوط مستمر رسانه ای و سقوط پرواز تهران -یاسوج

ورشکستگی فضای رسانه ای کشور

٩٦/١١/٣٠
شعری سروده خودم

از کوچه‌ها باید بپرسم

٩٦/١٢/٠١
سخنگوی دولت: مردم نگران مسائل اقتصادی شب عید نباشند!

یه قول دیگه... یه قول دیگه!

٩٦/١٢/٠٣
امان از سیاست بیمار

ماهی سیاست به قلاب مرگ صید می‌کنند

٩٦/١١/٢٩