مقاله نویسی چطور است؟
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

نویسنده : صدیقه حسینی

روز اولی که می‌خواستم شروع کنم به مقاله نوشتن استادم گفت فکر کردی مقاله نوشتن چه طوری‌ست؟ یک ایده‌ای را از فلان مقاله می‌آوری توی یک مقاله‌ی دیگر پیاده می‌کنی و تمام... راست هم می‌گفت. حالا مقاله‌ها را که مرور می‌کنم به ندرت می شود یک چیز تازه پیدا کرد. این روزها دیگر آدم‌ها از صفر شروع نمی‌کنند. از صفر شروع کردن‌ها مال آن وقت‌ها بود که هیچ گذشته‌ای پشت هیچ چیز نبود. حالا من هر پیشنهادی می‌دهم استادم می‌گوید مال خودت است یا جایی دیدی؟ اگر بگویم مال خودم است همان اول کار می‌گذاردش کنار و می‌گوید دنبال چیزی باش که توی سه چهارتا مقاله‌ی دیگر هم باشد این طوری نمی‌شود که یک چیز همین جوری بگویی و بخواهی رویش کار کنی...

در واقع ما دیگر حق نداریم شروع کنیم ما فقط می‌توانیم ادامه دهنده باشیم. نمی‌توانیم ایده بدهیم فقط می‌توانیم روی ایده‌های قبلی کار کنیم. مثل این است که یک خانه‌ی قدیمی را داده باشند دستمان و بگویند تو فقط اجازه داری بازسازی‌اش کنی که مثلا ظاهرش را درست کنی که حواست باشد از چه نمایی برای پنجره‌هایش استفاده کنی و نفر بعدی و بعدی و بعدی و بعدی... هم بیایند و روی همین خانه‌ی قدیمی کار کنند و محض رضای خدا دیگر کسی ریسک نکند خانه را بکوبد و از اول بسازد. می‌دانید؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ژاله
ژاله
٩٦/٠٦/٣٠
١
٠
روکش روی روکش... رنگ روی رنگ... نما روی نما...
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٣١
٠
٠
همه چیز تکراری..
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٦/٠٧/١٢
٠
٠
این می دانید؟ آخر یادداشتاتون خیلی خوبه :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
با ایشون چه نسبتی دارید؟

آقازادگی

٩٧/٠٦/٢١
می‌خوام برم آسمون

سقوط رو به بالآ

٩٧/٠٦/٢١
او سیب باغ دیگری‌ست

دل بکن

٩٧/٠٦/٢١
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
بد دردی‌ست

وابستگی

٩٧/٠٦/٢٢
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

فرزندت کجاست؟ شعر طنز

٩٧/٠٦/٢٢
سرمان را گول مالیده‌اند

پاییز فصل مزخرفیست؟

٩٧/٠٦/٢١

پدر، پسر و بستنی‌ای که آب نشد

٩٧/٠٦/٢٢
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت چهارم

٩٧/٠٦/٢٣
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠