دل خوش به شاعر بودن
مگر شعر چیست؟

دل خوش به شاعر بودن

نویسنده : صدیقه حسینی

مدت‌های زیادی گذشته از آن روزهایی که می‌نشستم حرص می‌خوردم که مثلا چرا فلانی چند سطر مزخرف نوشته و اسمش را گذاشته شعر؟ یک زمانی اما به طور جدی بابت این قضیه اذیت می‌شدم. نه این که خودم را شاعر حرفه‌ای بدانم. معلوم است که نه! اصلا کدام شاعر؟ کدام حرفه‌ای؟ اما ادعا داشتم که خواننده‌ی حرفه‌ای ادبیاتم و هیچ‌جوری نمی‌توانستم با ان اراجیف کنار بیایم.حالا اما آرام و بی‌تفاوتم... توی این روزهای بی‌تفاوتی اتفاقی یکی دو سطر از همین ناشعرها را برای یکی از بچه‌ها فرستادم به یاد آن روزها که مثلا یکی می‌آمد می‌گفت دیدی فلانی چی نوشته؟ و همه دسته جمعی برایش اظهار تاسف می‌کردیم و سر تکان می‌دادیم و بعد می‌گفتیم گند بزنند به ادبیات این مملکت که شاعرهایش این‌ها هستند و بعد کمی دلمان خنک می‌شد و آرام می‌گرفتیم... به یاد آن روزها ناشعر را فرستادم و او هم که دیگر از تب و تاب اعتراض‌های آتشین افتاده بود فقط گفت این‌ها هم دلشان خوش است شاعرند... گفتم مگر شاعری هم دل خوشی دارد؟!

بعد به این فکر کردم که راست می‌گوید. اتفاقا فقط آن ها که دلشان از مثلا شاعر بودنشان خوش است می توانند این طوری بنویسند اگر نه کسی که دلش از شعر خون باشد سمت این اراجیف نمی‌رود.

و مگر شعر چیست جز اندوهی پشت اندوهی بزرگ‌تر؟ جز دستی که بازی می‌کند با زخم‌ها؟جز نفسی که سال‌هاست بند آمده و جز خون و اشکی که قرار نیست بند بیاید؟ هوم؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_n
s_n
٩٦/٠٦/٢٥
٠
٠
شعر همه ی اونا که گفتید هست و چیزی نیست جز مامن کسی که نمیتونه حرف بزنه! دستهای شاعر جور گلوشو میکشن! کسی که می نویسه خیلی خسته تر از اونیه که خرده بگیری بهش:چرا ناشعره این اراجیفت...!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/٠٦/٢٥
٠
٠
سلام:زنده وپاینده باشید.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٢٦
١
٠
کسی که برای زدن حرف دلش به شعر پناه اورده باید بشینی و گوش بدی و بخونی شعرشو هر چند از نظر بقیه اراجیف باشه.. :)
mohammad_seraji80
mohammad_seraji80
٩٦/٠٦/٣١
٠
٠
دقیقا
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات