نپرس چند چندم!
گل به خودی

نپرس چند چندم!

نویسنده : n_dahji

همیشه در جواب سوالش سکوت می‌کنم. باز امشب همان سوال تکراری را پرسید: دختر تو با خودت چند چندی؟ سر در نمی‌آورم از این همه اصرار؟ ولی امشب می‌نویسم, می‌نویسم که مهم نیست من با خودم چند چندم, مهم‌تر این است که من یک «گل به خودی‌ام»! 

بگذار بگویم نه مثل یک مهاجم تیز بودم که برای رسیدن به خواسته‌هایم بجنگم! نه مثل هافبک‌ها می‌توانستم, حداقل با سانترهای خوبم خودم را نشان دهم! به نظرم مدافعی که قدرت دفاع کردن از خودش را نداشته باشد, به درد نمی‌خورد! توی زندگی شخصی‌ام نقش یک گلر را داشتم! همیشه از دور تماشاگر بودم. کی پاس داد؟ کی پاس نداد؟ کی لایی خورد؟ کی اوت کرد؟ کی... گلی که خطای تک تک بچه‌ها را می‌بیند و صدایش هم به‌جایی نمی‌رسد! حتی به...

یادم است خدا خدا کردنم! آیت الکرسی و ناد علی خواندنم را! دعا می‌کردم هیچ‌وقت توپ به محوطه 16 قدم نرسد, البته که بعید بود نرسد و رسید. آن هم تک به تک! شانسم گرفت, البته که باید بگویم شانس نه, خدا به‌دادم رسید و با یک حرکت کاملا نمایشی به شکل چیف, توپ راهی اوت شد.

هیچ‌وقت گلر خوبی نشدم! پایم رفت روی توپ آماده (کاشته شده) برای ارسال, تعادلم را یک لحظه از دست دادم, با صورت به زمین افتادم. با فشاری که به توپ وارد شد احساس کردم به حرکت درآمد. درد داشتم. شوری خون لبم. اشک‌هایی که مانع دیدم می‌شد و صدای فریاد مربی. تماشاگرها و هم تیمی‌هایی که جلو کشیده بودن. سرم را به سمت دروازه برگرداندم, توپ هنوز حرکت می‌کرد. با تمام توانم بلند شدم, دویدم. خیلی دور بود, توپ از خط گذشت. دیر رسیدم و برای همیشه من شدم یک گل به خودی. درد دارد, عجیب درد دارد! سال‌های زیادی می‌گذرد. هنوز گلرم. تکیه دارم به تیر دروازه. آیت الکرسی نمی‌خوانم, ناد علی یادم رفته!

تلاش زیادی برای گرفتن توپ‌ها نمی‌کنم. معتقد هستم از دیگران گل خوردن آبرومندانه‌تر از گل به خودی است. اما همچنان چیزی شبیه اشک مانع دیدم می‌شود. راحت گل بزن, نپرس چند چندم؟ یک گل به خودی تا ته دنیا عقب است! 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/٠٧/١٧
٠
٠
واقعا چقد رو اعصابن اینایی که میگن با خودت چند چندی! دوس دارن تو همه چیز ورود پیدا کنن. اگر یکی بخواد خودش میگه چند چنده... انشالله گل به خودی نزنی و از این به بعد گل و پشت گل به تیم حریف بکاری عزیزجان :)
n_dahji
n_dahji
٩٦/٠٧/١٩
٠
٠
یکم کنجکاوند ملت😉 همینم جلو دروازه برا ارسال رو به جلو کاشتم😢 مرسی که خوندی عزیزم,تشکر
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/١٨
٠
٠
خیلی قشنگ بود :) / ضربه ی چیپ / تشبیهات قشنگی داشت :)))
n_dahji
n_dahji
٩٦/٠٧/٢٢
٠
٠
ممنون🙏🙏🙏 لطف کردین که خوندین:)))
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٧/١٩
٠
٠
چقدر احساس کردم این موضوع رو قبلا توی کافه جیم خوندم!!!
n_dahji
n_dahji
٩٦/٠٧/١٩
٠
٠
دقیقااااا منم تعجب کردم که دوباره منتشر شده:)))
n_dahji
n_dahji
٩٦/٠٧/١٩
٠
٠
ممنونم,لطف کردید😊🌹
ali_zohri
ali_zohri
٩٦/٠٧/٢٤
٠
٠
یک روز که تو زندگی درگیر مشکلات بودم یک نفر گفت با خودت چند چندی گفتم یک هیچ به نفع دنیا اما با این تفاوت خدا یار ماست و قرار ه از این به بعد من پاس بدم خدا خودش گل میزنه
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٧/٢٤
٠
٠
یه جاهایی اصلاحات فوتبالی اضافه بود. احساس می کردی جمله نوشته شده نه برای اینکه مفهومی رو برسونه، برای اینکه بار این اصطلاحات رو زیاد کنه و نتیجه اش «تکرار» بود. اما واقعا از خوندنش لذت بردم. یادداشت خیلی خوبی بود :)
پربازدیدتریـــن ها
انتظار پیشرفت نداشته باشید

عدالت یا صرفه جویی آموزشی؟

٩٦/٠٧/١٩
شعری سروده خودم

می نویسم تهدید تو بخوان التماس

٩٦/٠٧/٢٠
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
تا یادم نرود که...

پرواز بر فراز آشیانه فاخته

٩٦/٠٧/٢٠
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
از ظلمی که می شود...

جهان امروز و امید به آینده

٩٦/٠٧/٢٠
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
آقا بیا...

قرن تنهایی

٩٦/٠٧/١٩
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
شعری سروده خودم

امید دارم

٩٦/٠٧/١٩
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
تبلیغات