چای بریز
شعری سروده خودم

چای بریز

نویسنده : h_sh863

چای بریز

حال کمی با تب تاب شعر برای من بی‌تاب بریز 

غزل بشو دو بیتی صنم بشو

با قلمم اثر بشو، عسل بشو

در همه بیت‌های من شکر بشو

دو سه بیت شعر بگو با فال سیاهم دو سه بیت قند بگو

شاه غزل‌خوان بشو روان بشو، دوان بشو، شعر دل‌انگیز بشو

از هر دو سه لیوان یکی را بی‌یار بریز. قند بگو پشت سر هم بگو

آخر شعر شد و چای سرد شد و درد تو شعر شد و مرهم بیت شد و قافیه هم تنگ شد و قلمم سرد شد و

چای تو هم فال سیاه خط دلبر شدو

اول شعر چای تو دست خط شد و

آخرین بیت شد و شعر شد و باز دل موج خطوط من شاعر شد و

چای بریز حال برای من دلتنگ بریز

با دو سه شعر پشت سر هم بریز

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٤/٠٥
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١