تنهایی را تقسیم کن
چند نقطه تا پایان دارم

تنهایی را تقسیم کن

نویسنده : h_sh863

تنهایی را تقسیم کن

سایه‌ای روی دیوار می‌ماند از من و تاریخ

شکست حمله‌ی کلمات از پاراگراف‌های خورد شده

نوار قلبی کاغذ خردکن جملات

تلخ و شیرین برنده‌ی سیمرغ‌ترین  جایزه‌ی بی‌پر از پریدن

لوحی از تاریخ چند چند سال‌های قبل از اثر کافکا برای آتش زدن ذهن خود

چند اپیزودیه یک زندگی با خط جدا از بهتر یا بدتر شدن شخصیت‌های شکست خورده‌ی دیوارهای آجری

بالانس یک رمان با آستانه‌ای برای پایانی تلخ در ابتدا خوش

چایت را بنوش پنجره را ببند

شهر با تمام دور نمای زیبایش

گاهی تلخ‌تر از قهوه‌ی توست

بگذار رمان‌ها نوشته شوند

حقیقت همیشه گیشه‌اش سکوت دارد

سکوتی برای من چند نقطه تا پایان دارم

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
faezeh76
faezeh76
٩٦/٠٥/٠١
٠
٠
نوشته جالبي بود از كلماتي كه بكار بريدن خوشم اومد :)
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٥/٠٢
٠
١
خوب بود..شهر با تمام دور نمای زیبایش گاهی تلخ‌تر از قهوه‌ی توست ... اینو دوس داشتم :)
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١