از درد می رسم به همان نقطه، باز درد
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

نویسنده : سیده محبوبه عظیم زاده

از درد می‌رسم به همان نقطه، باز درد

یعنی تمام عمر بسوز و بساز، درد...

از صبح تا غروب به دنبال آسمان

شب‌ها دوباره اشک، تبسم، نماز، درد

راهی نبرده پیش نماز و نیاز من

آیا نبود شرط قبول نیاز درد؟

جاده مسیر پیش نرفتن همیشه داشت

در هر نشیب درد و در هر فراز درد

یک عمر مستقیم به بن بست خورده‌ام

از درد می‌رسم به همان نقطه باز، درد...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
قشنگ بود ولی یکمی مثبت تر بنویسید😉
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٦/٠٣/٣٠
٠
٠
هرچی بیاد من همون و مینویسم :)))
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
شعر خوبی بود :) موفق باشید
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٦/٠٣/٣٠
٠
٠
مرسی، همچنین.
H_etebari
H_etebari
٩٦/٠٣/٣٠
٠
٠
{+++}
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٦/٠٣/٣٠
٠
٠
✌✌✌
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٣/٣٠
٠
٠
به به محبوبمان:) چه خوب بود شعرت
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٦/٠٣/٣١
٠
٠
مرسی غزاله جان.
صالحه
صالحه
٩٦/٠٣/٣١
٠
٠
چقدر روون بود دوستش داشتم ی جاهایی تو شعر هست ک میگی عی وای عجب چیزی گفتا اصن بقول معروف زد وسط خال :ایا نبود شرط قبول نیاز درد! این بیت از اونا بود مرسی
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٦/٠٣/٣١
٠
٠
خداروشکر که لذت بردین. ممنونم از محبتتون. :)
لیلی
لیلی
٩٦/٠٤/٠١
٠
٠
در هر نشیب درد یعنی چی؟؟!
فوادک
فوادک
٩٦/٠٤/٠١
٠
٠
عالی بود مصرع اول و اخرش رفتن و رسیدن دوباره به همون درد👌👌👌
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات