باز آ...
شعری سروده خودم

باز آ...

نویسنده : باران_رزمخواه

نگو نه! که تو از آخرِ این قصه خبردار نه‌ای!

زان معنی این عشق نفهمی که هوادار ‌نِه‌ای

برخیز که این خانه به دور از تو خراب است، بیا!

صد بار که گفتم، نگفتم که تو سربار نِه‌ای؟

گفتند که از کوزه همان بُرون بریزد که در اوست

لیکن تو ز این سینه‌ی پر آهی و غم بار نِه‌ای!

هر روز به راهِ تو نشستم خبری نیست هنوز

آسوده خیالی که چو من در غم دیدار نِه‌ای؟

من بس که عزای تو گرفتم پرم از موی سپید

مویِ تو سیاه است و سیاه است و عزادار نِه‌ای

جانا نفسی بگذر و بگذار و به این خانه بیا

می‌دانمت‌ای دوست میایی تو دل آزار نهِ‌ای

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٤/١١
١
٠
ای جاااانمممم.. خیلی خوشگله :))
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٤/١١
٠
٠
ممنونم نسیم جانم^___^❤
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/٠٤/١١
١
٠
به به:) خیلی هم خووب:)) اول یک کتاب بهت معرفی می‌کنم و پیشنهاد می‌کنم حتما بخونش.. «روزنه از آقای کاظم کاظمی» وقتی خوندی شعرای خودت رو نقد کن .. مشکل بزرگ شعرت ردیفش بود .. از کلمه ای استفاده کردی که از کار افتاده اس .. اینجوری شعرت تر و تازه نیست و خواننده رو ممکنه خسته کنه! فکر کن اگر جای نه ای نیستی میذاشتی چقدر شعر قشنگ می‌شد .. چون هم کلمه ی به روزیه هم به خاطر هجای کشیده نیس شعر موسیقی قشنگی می‌گیره و شعر خوش وزن میشه .. گفتم وزن، رو وزن شعر هم مسلط شو کیفیت شعرای قشنگت که این همه خیال انگیزه بره بالا:)
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٤/١١
٠
٠
ممنون از نظرتون غزاله بانو😊 حتما میخونم اون کتابو.. به محض اینکه امتحانام تموم شه😭
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠٤/١٣
١
٠
چه زود زود مینویسی دستت درد نکنه انقد مارو سگرم شعرهات میکنی
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٤/١٣
١
٠
زود زود نمی نویسم..اینا خیلی وقته تو صف انتشار گیر کرده بودن:))
پربازدیدتریـــن ها