درد می کند
شعری سروده خودم

درد می کند

نویسنده : m_sepanta

آسيمه‌ام، سراسر بدنم درد مي‌كند 

دستم، دلم، لبم، دهنم درد مي‌كند 

آنجا كه ايستاده‌اي از بس هوا پس است 

حتي هواي آمدنم درد مي‌كند 

خاكي كه بر وجود من از رفتن تو شد 

گاهي به وسعت وطنم درد مي‌كند 

مي‌خواهم از «تو» بگويم كمي، ولي 

هر بار مي‌رسم به «تو»سخنم درد مي‌كند 

حسي براي عرضه به بازار عشق نيست 

قلبم ازين كسي كه «منم»درد مي‌كند 

پيراهني كه از تو به‌جا مانده بعد تو 

مثل كفن، به حجم تنم درد مي‌كند 

ياد تو لابه‌لاي خيالم كه مي‌وزد 

اقصي نقاط پيرهنم درد مي‌كند 

شعرم به بارگاه تو، عاشق پسند نيست 

وقتي كه پاي انجمنم درد مي‌كند 

ميراث جاودانه‌ي اجداد عاشقي 

تو رفته‌اي سراسر بدنم درد مي‌كند

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٦/٢٠
١
٠
آسیمه ام؟! یعنی چی؟ / زیبا بود :)
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٦/٢٠
١
٠
آسیمه یعنی پریشان و آشفته البته می تونستم آسیمه سر هم بنویسم اما با توجه به تکرار کلمه (سر) در مصرع اینطوری نوشتم ، ممنونم از توجهتون
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٦/٢١
١
٠
عـ❤️ـالی 🌺🌺🌺
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٦/٢٢
٠
٠
ممنونم
Mehrsa
Mehrsa
٩٦/٠٦/٢١
١
٠
. سرت را به دیوار تکیه نده ! به غیرت ، شانه هایم بر میخورد . . . ! آسيمه نباش جانا عشق هر روز حرف جديدي واسمون داره
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٦/٢٢
٠
٠
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم .... بزرگترین پریشانی دنیای من موهای توست
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٢٢
١
٠
قشنگه :)
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٦/٢٢
٠
٠
متشکرم
sedamir_s98
sedamir_s98
٩٦/٠٦/٢٥
١
١
زیبا بود میشه لطفا اسم خودتونو بزارین که اگه خواستیم جایی بزاریمش اسم شماهم زیرش باشه؟
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٦/٢٧
٠
٠
ممنونم ، لطف دارید ، با هشتک #میم_بیکی منتشر کنید ،سپاس از لطفتون
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠