آری از پشت کوه آمده‌ام...

آری از پشت کوه آمده‌ام...

نویسنده : sahar-s

آری از پشت کوه آمده‌ام...

چه می‌دانستم این‌‌ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟!

برای عشق خیانت کرد

برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد

برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند

وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می‌پرسم

می‌گویند: از پشت کوه آمده!

ترجیح می‌دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه‌ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ‌ها باشد، تا این‌که این‌ور کوه باشم و گرگ!

 

محمد بهمن بیگی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
ای وای، چی من بینامم؟ علی ایحال اول
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
زیبا و دلنشین ... خیلی قشنگ بود مرسی
t.m
t.m
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
راسی، قشنگ بود، مخسی
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
خب چرا منو نمی شناسه!درهرصورت خط آخرش وصف حال خیلیاست ممنون سحر:)
sahar.s
sahar.s
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
عاورین
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
زیبا بود.ممنون سحر خانم:)))کم پیدایی!
sahar-s
sahar-s
٩١/١٢/٠٨
٠
٠
خواهش میکنم وقت نمیکنم که بیام خیلی کم میام
مجتبی
مجتبی
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
مرسی قشنگ بود
l3igl3oy
l3igl3oy
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
سلام/زیبا بود یاد این شعر افتادم:بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد به کوه خواهد زد ...
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
قشنگ بود....واقعا بعضی اوقات دلت میخواد ساده ساده باشی حالا هرچی میخوان صدات کنن...ولی وجدانت درد نکنه......
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
خیلی زیبا بود..من هم میخواهم برم پشت کوه..میشه ایا..
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
بسیار زیبا!مچکر
imanhkt
imanhkt
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
آره مثل من باشید ... صاف و صادق ... پاک و دلربا ... ای قشنگ تر از پریا ...
saheb zaman
saheb zaman
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
بی نظیر بود... ممنون !
آقا گرگه
آقا گرگه
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
کسی مو ره صدا کرد ؟
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
عحب
چرا ناشناس مهشیدم
چرا ناشناس مهشیدم
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
چرا هر جا میرم ناشنا میخوره بابا دو روز نبودیم ها...
چرا اسمم نیست؟؟MASOUD74
چرا اسمم نیست؟؟MASOUD74
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
خط سوم و آخرش معرکه بود
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
"ترجیح می‌دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه‌ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ‌ها باشد" خیلی جالب بود، واقعا هم همینطوریه ها! ممنون
sahar-s
sahar-s
٩١/١٢/٠٨
٠
٠
سلام به همه ممنون از اینکه مطلبم رو خوندین و نظر دادین
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/١٨
٠
٠
ممنون!
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
فهمیدم...
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات