دوربین خاموش
خداحافظ خانه

دوربین خاموش

نویسنده : h_sh863

اتاق روبه‌روی پله‌ها و خانه‌ای که دیگر نیست خانه. یک سفره طرح‌دار دوغ نعناع و ظرفی سفالی و یک دیس کشک بادمجان نعناع و ترخون ماست چکیده نون سنگک... عمو برکت ا... بی‌بی گل‌بانو. رضا سبیل. لقمه پشت لقمه و دوغ. لیوان پشت لیوان. نون سنگک سفید می‌شود. خرده می‌شود. صحبت از یک لقمه‌ی حلال و مثال عمو که دیوارها گواهی می‌دهند و مثال حسن الاف و لقمه‌ی حرام و حالا این همه سال گذشته؟ بی‌بی گلبانو که نیست آب شده رفته زیر خاک. عمو برکت ا... هم که دیوانه شد و سر به کوه و قبرستان گذاشت. رضا سبیل هم که این همه با همان لقبش پز می‌داد آخری‌ها قرطی شده بود و بی‌خیال... وقتی هم که رفت خارج از کشور و دیگر هم انگار که اصلا نه مال اینجا بوده و نه کسی را می‌شناخته. خیلی سال است که دیگر خبری ازش ندارم و نه می‌خواهم داشته باشم. 

***

اتاق روبه‌روی پله‌ها. پیتزا فروشی و آن اتاق. انبار سس و جعبه نوشابه. چند میز  و نیمکت. جای سفره روی میز است درست همان‌جا میز شماره 17. من فیلم آن خانه؛ همان خانه‌ای که نیست را دارم. حالا هم که آن قدیمی‌ است، نیست. همان که فروختم‌اش و جایش چند کتاب درسی و چند جور وسیله دیگر خریدم. حالا یک سی‌دی تمام آن خاطره‌ها را زنده می‌کند برایم. فقط باید نگاه کنی و از بهم خوردن لب‌های آدم‌های آن خانه که درونش بودی و می‌دانی آن لب‌های صامت چی و برای کی و روبه‌روی چی حرف‌ها زدند و فکر می‌کردند که همان چی روبه‌رویی مثل این چی که دست من است، خیلی هم با هم فرق ندارند. مگر تنها فرقش ضبط کردن همان حرف‌ها باشد که حالا لب‌ها نیست و من هستم و همین چی که دستم است. خاموشی و بی‌صدایی آدمک‌هایی که روبه‌روی هم نشستن و در همان خانه با هم پچ‌پچ می‌کنند  و فکر می‌کنن که چقدر این جایی که آمدند قشنگ است. حالا هیچ‌کس به آن اتاق روبه‌روی پله‌ها توجهی نمی‌کند. همان اتاقی که برای من خیلی قشنگ است و یادآور تنهایی‌ها فریاد زدن‌ها و خاموشی‌های من است. 

خداحافظ خانه... خداحافظ اتاق روبه‌روی پله‌ها... خداحافظ.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
پایان تمام حسرت ها

حصار تنهایی

٩٧/٠١/٢٧
گذار یک اعتراف بکنم

پیوند ما از جنس جنون بود

٩٧/٠١/٢٩
لطفا با گویش مشهدی بخوانید

مشتبا وارد می شود!

٩٧/٠١/٢٦
شعری سروده خودم

وقتی به جای خواب غزل می‌ربایدم

٩٧/٠٢/٠١
موسسه پیش گویی «نون تو ماست» پیش بینی کرد:

وضعیت سلبریتی ها در سال 97

٩٧/٠١/٢٧
آنقدر می‌خندد که از چشم‌هایش اشک می‌آید

مه لقا بانو / قسمت اول

٩٧/٠١/٢٦
شعری سروده خودم

تیر خلاصی

٩٧/٠١/٢٨
درباره پایتخت 5

سناریو عجیب

٩٧/٠٢/٠١
یک جعبه واژه رنگی

شاید بشود گفت برگشت!

٩٧/٠١/٢٨
تو خوب بمان

دل نشکنیم

٩٧/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

من چه گویم

٩٧/٠١/٢٧
از خودم بدم می آید

دروغ...!

٩٧/٠١/٢٥
با کلمات بازی نکنید

کارگر را چه به زندگی؟

٩٧/٠١/٢٩
محصول پیکسار و دیزنی

تفسیر انیمیشن کوتاه loe

٩٧/٠١/٣٠
عطرت عجب ماندگار است

آن خانه

٩٧/٠١/٢٦
شاید که فهمیدمت

هر روز باش

٩٧/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

شاه رویایی

٩٧/٠٢/٠١
دل نمانده برایم

برای شما که دلتنگ تان شدم

٩٧/٠٢/٠٢
هدف از بعثت چه بود؟

سیاست‌زدگی تا کجا؟

٩٧/٠١/٢٦
شعری سروده خودم

من دیوانه

٩٧/٠٢/٠٢