خط ممتد سرنوشت
بوی باران می داد دست هایش

خط ممتد سرنوشت

نویسنده : h_sh863

می‌آمد از دیدار سرنوشت

آخر خط ایستگاه سرنوشت

بوی باران می‌داد دست‌هایش

دست‌های زیر باران سرنوشت

کوچه‌های خالی از احساس

خط عابر چراغ قرمز دسته گلی تا بهشت

شروع خط زندگیش مترو بود

کودکه شاداب اما دلتنگ تا چراغ سرنوشت

یک دسته گل باقی بود

دسته گلی که داد به آخرین ماشین سرنوشت

روزها می‌آمدن و او بزرگ شده بود زودتر از خط پیشانی‌اش با شعری از سرنوشت

باقی میدان برایش بی‌معنا بود

او فقط می‌دید چراغ‌های ممتد کوتاه سرنوشت

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٦/٢١
٠
٠
=)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٦/٢٢
٠
٠
قشنگست..
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
از روزهای 18 سالگی

قانونی شدن عجب صفایی داشته!

٩٦/٠٨/٢٢
برای مردم داغدیده

شهر تو و شانه های من

٩٦/٠٨/٢٢
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
به طور متوسط، هر کاربر ایرانی در 18 کانال عضو است

چرا سرانه رو می ریزی تو تلگرام؟

٩٦/٠٨/٢٢
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
تبلیغات