دیدار آخر
شعری سروده خودم

دیدار آخر

نویسنده : باران_رزمخواه

بی‌نگاه و صحبتی امروز هم سَر می‌شود

هیچ می‌دانی که این دیدار آخر می‌شود؟

آنقَدَر قافیه در چشمانِ آرامت پر است

یک نفر اینجا نشسته شعر از بَر می‌شود

اینچنین رفتن هماننده فریبی قاطع است

آن زمان که بودنت در شهر باور می‌شود

دختری که هر سحر در چشم‌هایت می‌دوید 

می‌رود در خانه‌اش پابنده بستر می‌شود

لااَقَل با چشم‌هایت واژه‌ای بر من بگوی

با سکوتت حالِ این دیوانه بدتر می‌شود

دل به چنگ آورده‌ای،آهسته داری میبری...

جنگِ من با تو برادر، نابرابر می‌شود!

کوچ کن ای مرغِ دریایی ولی یک شب بدان

این صنوبر می‌پَرَد، با تو کبوتر می‌شود

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٣/١١
١
٠
قشنگـــه.. مثل همیشه :)
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٣/١١
٠
٠
ممنون از شما نسیم جانم😊🙏
amiralidoost
amiralidoost
٩٦/٠٣/١١
١
٠
سلام خیلی خوب بود خسته نباشی
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٣/١٢
٠
٠
ممنون از شما دوست عزیز🙏
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٦/٠٣/١٢
٢
٠
تصویر سازی و بعد عاطفی شعرت واقعا قوی بود آفرین ولی چن تا اشکال دستوری داره که با اجازه یادآوری می کنم که اگر صلاح دیدی اصلاح کنی: تو مصراع دوم بیت دوم که به نظرم خیلی هم زیباست، می شود خوش ننشسته، یعنی از نظر دستوری شعر از بر می کند بهتره ولی به دلیل ردیف شعر اجبارا می شود آوردی. هماننده ، پابنده تو این دو تا کلمه، ه تلفظ نمی شه و صدای کسره میده پس توی املا هم نباید نوشته بشه. یکی هم اینکه زبان شعرت امروزی و جدیده اما تو یه بیت از عبارت بر من بگوی استفاده کردی، بر به عنوان حرف اضافه قدیمی و بگوی هم شکل قدیمی فعل بگو هست که باید اصلاح بشه و تو ذوق نزنه. موفق باشی
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٣/١٢
٠
٠
متاسفانه یا خوشبختانه تلفیق واژگان قدیمی و جدید در تقریبا تمام اشعار من دیده میشه که تا بحال دوستان عزیزم مثل شما خیلی بهم متذکر شدن.اما چاره چیست؟گاهی کلمه ای بهتر از آن ک به کار برده شده در نظرم نیامده و بالاجبار این حالت تلفیقی ایجاد شده.که البته هنوز هم در نظر من زیباست.امیدوارم بر من ببخشید دوست عزیزم.و بارها ممنون بخاطر نقد زیباتون🌷
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٦/٠٣/٢٠
١
٠
خواهش میکنم. این حسن اخلاق شما رو می رسونه که در برابر نقد منعطف هستین. راهکارش زیاد شعر خوندنه شعر های منزوی و ابتهاج و شهریار رو بهتون پیشنهاد میکنم کمی از شعرهای دنیای مجازی فاصله بگیرید و شعر اصیل فارس یبخونید کم کم راه میوفتید. ببخشید جسارت میکنم:)
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٣/٢٠
٠
٠
اتفاقا بیشتر شعرهایی که حفظ هستم از استاد شهریار و سایه ی عزیزه☺ولی بازم ممنون جهت توجهتون🌷🌷😊
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٣/١٤
١
٠
بانو شعرتون خیلی خوبه و یه جورایی خیلی مماس به شعرهای منم نزدیکه و جالب اینجاست که اشکالاتتون ( به غیر از اون املایی ها که نسرین بانو گفتن ) خیلی شبیه اشکالات من هست . به جز اون قضیه از بر می شود که به نظرم خیلی هم خوب اومده و تو شعر نشسته ، در مورد استفاده از کلمات خیلی دقت کنید ، این طور نیست که بگین چاره نبوده و مجبور بودین ، شاعر باید بهترین شعر ممکن رو ارائه بده و با یک زبان یکسان ! منم این مشکلو داشتم و خب به مرور رفع میشه ولی شما هم بابتش تلاش کنید :)) غیر از این مطمئنم در آینده شعرهای خیلی بهتری هم از شما می خونم :))
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٣/١٥
٠
٠
ممنون از شما دوست عزیزم🌻 در مورد بیت دوم هم انقدر رو آنقَدَر بخونید فک میکنم مشکلش حل بشه.البته توی شعر هم مشخص کردم. باز هم سپاس از شما حتما من بعد ازین دقت بیشتری میکنم😊
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٣/١٤
١
٠
توی بیت دوم هم کلمه قافیه ، وزن رو به هم میزنه :))
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٣/١٩
٠
٠
آنقدر رو انقَدَر بخونید..قافیه مشکلی نداره.:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٣/٢٢
١
٠
نه مشکل آنقدر نیست ، مشکل من "قافیه" است !!! نمیتونم اصلا باهاش ارتباط برقرا کنم ... هی شعرو به هم میزنه :(
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٣/٢٢
٠
٠
ای بابا:(
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
در کربلا بودم

جا مانده‌ای بی‌قرار

٩٧/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

بی‌عشق کجای راه ماندی؟

٩٧/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

دل به دریا زده

٩٧/٠٧/٠٤
شعری سروده خودم

قیمت ارز گران خواهد شد - شعر طنز

٩٧/٠٧/٠٤