برابری یعنی برابری
بازنده اصلی چه کسی است؟

برابری یعنی برابری

نویسنده : Vr_takallom

بین تمام جاروجنجال‌های واقعی و فیکی (از این جهت فیک که باور دارم بعضی شلوغ‌کاری‌های بابت این سند از طرف عده‌ای، نه به خاطر دغدغه‌مندی آن‌ها که بیش‌تر به جهت سرگرم‌کردن جماعت حزب‌الله و مذهبی است تا در هیاهوی آن ماجرای شکست انتخاباتی و اشتباهات خودشان و مطالبات به حق طرف‌داران آن حزب گم شود.) که در مورد #سند_بیست‌سی صورت گرفته، یک بندش حسابی روی لبه‌ی خوب یا بد بودن راه می‌رود. جوری که هم برای عده‌ای پیراهن عثمان شده و فریاد وا از دست رفتن حقوق ما! و هم برای بسیاری این سوال پیش می‌آمده که خُب این کجایش بد است و ایراد دارد؟ و اساسا چرا باید با آن مخالفت کرد؟ بندِ برابری جنسیتی!

بیاییم چشم‌هایمان را ببندیم و تصور کنیم. تصور کنیم برابری جنسیتی را. زن‌ها همه به حقوق خودشان رسیده‌اند. در ورزشگاه‌ها دیگر تک صدایی مردان شنیده نمی‌شود. سمت چپ ورزشگاه با صدایی زمخت فریاد می‌زنند: «این تیمِ ایرانه» و سمت راست ورزشگاه با صدایی نازک و لطیف جواب می‌دهند: «یا علی مدد». دانشگاه‌ها و یک‌سری رشته‌های خاص دیگر از انحصار مردان خارج شده و زنان هم پابه‌پای مردان و بلکه جلوتر از آن‌‌ها در عرصه‌های علم و دانش افتخارآفرینی می‌کنند. دیگر دوچرخه‌سواری و موتوررانی برای زنان تابو حساب نمی‌شود و همه باهم مشغول تک‌چرخ‌زنی هستند! زنان قاضی به وفور دیده می‌شوند که به راحتی دستِ هر مرد متجاوز به حقوق شخصی و اجتماعی زنان را از آرنج قطع می‌کند و نمی‌گذارند ذره‌ای و حتی ذره‌ای از حقوق زنان پایمال شود و... وای چه‌قدر عالی و زیبا! چه دنیای دل‌انگیزی! بهشت است، بهشت!

بیاییم چشم‌هایمان را ببندیم و تصور کنیم. تصور کنیم برابری جنسیتی را. وای چه‌قدر بد و زشت! زنانی با صورتی آفتاب‌سوخته گوشه‌ی خیابان در حالی که با لُنگ روی شانه‌های‌شان عرق پیشانی پاک می‌کنند، فریاد می‌زنند: «انقل دو نفر!» «شابدول حرکت. شابدول حرکت!» «ونک جا نمونی»! و... در سوی دیگر خیابان دو زن در حال درگیری و دست به یقه شدن بر سر مسافری هستند که سرگردان بین دعوای آن‌ها مانده. اخبار ساعت چهارده به نقل از رئیس سازمان نظام وظیفه، مشخصات زنان واجد شرایط خدمت سربازی را اعلام می‌کند و بر آن اساس زنان واجد شرایط باید خود را به پادگان‌های مربوطه معرفی کنند. خشم شب! سینه خیز! پاک کردن دستشویی! به چپ چپ و به راست راست! طبل بزرگ زیر پای چپ! یک دو سه چهار... تندتر، تندتر! مگر غذا نخورده‌اید؟! در خبری دیگر از شهادت زنان مرزداری می‌گویند که قربانی حمله‌ی انتحاری گروهک‌های تروریستی شده‌اند. از پنجره‌ی اتاق زن سیم‌بانی دیده می‌شود که از تیر چراغ‌برق بالا رفته‌ و مشغول تعمیر برق قطع‌شده‌ی منطقه است. صدای زنی از کوچه‌ی پشتی می‌آید که احتمالا سر را تا کمر توی ماشین فرو برده و داد می‌زند: «استارت بزن، استارت بزن! خوبه، خوبه!» و وقتی که صدای روشن شدن ماشین را می‌شنود لبخندی از روی رضایت روی چهره‌ی سیاه روغن و گریسی‌اش می‌نشیند و با پشت دست راستش عرقش را روی صورت چربش پخش می‌کند! و... در آن صورت باز هم وای چه‌قدر عالی و زیبا؟! چه دنیای دل‌انگیزی؟! بهشت است، بهشت؟!

نمی‌دانم چه اصرار و چه فکر موهومی است که وقتی صحبت از برابری و حقوق زنان می‌شود همه ذهن‌شان می‌رود به سمت دانشگاه و ورزشگاه و سیاست و باقی مسائل باکلاس و لول بالا! انگار نه انگار که برابری یعنی برابری! آن هم در همه‌ی ابعاد و همه‌ی زمینه‌ها و نه در زمینه‌ای که باب میل باشد. اگر قرار است برابری در رشته‌ای مانند مکانیک و برق باشد، برابری هم در رشته‌ای مانند معدن و راه‌آهن و ریل‌سازی هم باشد. اگر قرار است خوشی و سرمستی ناشی از حضور زنان در مسند قضاوت باشد، ترس و کابوس دوسال نابودی عمر و زنده‌گی در دورافتاده‌ترین پادگان‌های کشور هم باشد. اگر قرار است پشت میز نشینی و حس باد کولر گازی وسط تابستان باشد، زدن به دل جاده‌ها با یک کامیون و به دست گرفتن زند‌گی روی جاده‌ها هم باشد.

به شخصه برای من اهمیتی ندارد که جامعه روی مدار عدالت حرکت کند و یا روی مدار برابری و مساوات. اما یقین دارم اگر قرار باشد روزی برابری جنسیتی صورت بگیرد، آن هم به تمام معنا و نه فقط به صورت گزینشی و انتخابی، بازنده‌ی اصلی زنان هستند و زنان!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٦/٠٣/١٢
٣
٢
ابتدا جهت روشن شدن اذهان عمومی باید عرض کنم که برابری جنسیتی رو کاملا ناقص درک کردید بهتره یه مراجعه به همون سند بکنید و اگر براتون مقدرو بود کل اون سیصد و خرده ای صفحه رو مطالعه کنید و بعد اظهار نظر کنید. نکته ی دوم اینکه کارهای سختی که شما فکر می کنید مردانه است که واقعا هم مردانه است الانم توسط خیلی از بانوان داره انجام میشه از کار تو معدن تا کوره پز خانه ها و مکانیکی و رانندگی ماشین سنگین و ..... نکته ی بعدی سربازی رفتن زن ها اصولا توی دین تعریف نشده از اونجایی هم که کشور ما اسلامی هست این برابری جنسیتی مد نظر شما کالا محقق نمیشه. بعدشم اگر شما آقایون دو سال از عمرتون رو سرباز باشین خانم ها کل عمرشون رو سربازن. چه زمانی که تحت امر پدرن چه زمانی که مشغول شوهرداری و بچه داری هستن. به شخصه برام حضور توی ورزشگاه هیچ جذابیتی نداره، قاضی زن و خلبان زن هم کم کم دارن پا به عرصه میذارن. ولی توصیه میکنم یه دور خواسته ها و مطالبات زن های به اصطلاح فمنیسم رو بخونید بعد نقدش کنید. متشکرم!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢