گزارش یک جنگ بی سلاح
شعری سروده خودم

گزارش یک جنگ بی سلاح

نویسنده : hamid_kh

دیروز در کشاکش یک جنگ تن به تن

امروز کشوری‌ست که در دست دشمن است

مردی که صبح ، تازه به دنیا رسیده بود

حالا اسیر دشمن و در حال مردن است

***

شاعر دوباره خاطره‌ها را مرور کرد :

شک داشت پس دوباره به حافظ پناه برد :

« ابرو نمود و جلوه‌گری کرد و رو ببست»

از شوق عاشقانه خود دست می‌کشید

هر شب کنار قهوه سرد تو می‌نشست

چون شعرهای تیره مذاق تو تلخ بود

این قهوه را بدون شکر میل می‌کنم

گفتی "تو از سر هوس عاشق شدی" و من

این نیزه را بدون سپر میل می‌کنم

گفتی که سرد گشتی و با من غریبه‌ای

هر وقت قهوه سرد شود افتاده از دهن

افتادم و دریغ، تو هرگز نسوختی

از قهوه‌های داغ غم‌انگیز بعدِ من

یک کوله دیده‌ای ته فنجان قهوه‌ات

باید تمام خاطره‌ها را سفر کنی

حتی اگر به قیمت از یاد بردنم

باید کمی برای هدف‌ها خطر کنی

- تسلیم شد، سلاح خودش را زمین گذاشت  -

***

دیروز در کشاکش یک جنگ تن به تن

امروز زیر پای نبودِ تو مین گذاشت

شاعر دوباره خاطره‌ها را مرور کرد

تسلیم شد، سلاح خودش را زمین گذا

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٦/٠٣/١٣
٠
٠
خیلی خوب بود.روان و دلنشین.
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٣/١٤
٠
٠
دوستان سلام ، من الان داشتم مطلبو چک می کردم دیدم یه اشتباه نگارشی رخ داده !!! مصرع اول بعد از سه ستاره و مصرع آخر قبل از سه ستاره ، به ترتیب : " شاعر دوباره خاطره ها را مرور کرد " و " تسلیم شد سلاح خودش را زمین گذاشت " ، دو تا تک مصرع هستند و مستقل از ابیات قبل و بعدشون هستن ... ممنون
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٦/٠٣/١٤
٠
٠
بسیار عالی:)))
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠٣/١٤
٠
٠
خیلی خوب بود :) موفق باشی
amiralidoost
amiralidoost
٩٦/٠٣/١٤
٠
٠
تو که میتونی اینجوری بنویسی خیلی بهتر از این هم میتون بنویسی میشد بهتر باشه اول و اخرش خوب بود وسطش میتونست بهتر باشه ممنون
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٣/١٤
٠
٠
اون کامنت خودمو خوندی ؟؟؟ فکر کنم اون تک مصرع ها ناراحتت کرده :))
h.naderi
h.naderi
٩٦/٠٣/١٥
٠
٠
عجب شعر توپی گفته بودی :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٣/١٧
٠
٠
به خدا که سانسوری نبود اصلا :))))))
h.naderi
h.naderi
٩٦/٠٣/٢٥
٠
٠
هنوزم منشوریه!
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٣/٢٦
٠
٠
حامد جان ، حامد خان ، حامد عزیز ، آقا حامد ! می زنم تو سر خودم هااااا ... کجاش منشوریه ؟؟؟ من کتابم رفت زیر چاپ هنوز شما به شعرهای من میگی منشوری :|
saamaan_1375
saamaan_1375
٩٦/٠٣/١٥
٠
٠
بسیار زیبا نوشتید
دخترِ انار :)
دخترِ انار :)
٩٦/٠٣/١٧
٠
٠
شاعر دوباره خاطره‌ها را مرور کرد تسلیم شد، سلاح خودش را زمین گذا... در کنار کل بیت این تعلیق آخر مصرع فوق العاده جذاب و بجا بود :) شعر خوبی بود شاعرانگی هاتون مستدام :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٦/٠٣/١٨
٠
٠
البته اون اشتباه املاییه ولی خب نظر شما هم محترمه :))))))))))
دخترِ انار :)
دخترِ انار :)
٩٦/٠٣/١٨
٠
٠
عجب اشتباه تایپی خوبی از آب درومده پس :))
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
لبخندش... چشمانش...

عشق پشت چراغ قرمز

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
تمامی متن‌های زیر شایعه هستند و قطعا واقعی نیستند! (خیابانی_طور!)

شایعات الشایدات!

٩٧/٠٢/٢٦
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم

غصه ای که قصه شده است

٩٧/٠٢/٢٦
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
اقیانوس آرام

سال هاست…

٩٧/٠٢/٢٦
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١