تاب و تب حامد عسکری ها
شعری سروده خودم

تاب و تب حامد عسکری ها

نویسنده : m_sepanta

از دلبر ایلاتی‌ام، حور و پری‌ها را 

در حسرت افتاده‌ست آن بالا سری‌ها را 

لب می‌گزد هر دم، عسل از سكه می‌افتد 

از قیمت افكنده، سهام شِكَّری‌ها را 

سیمین تن بالا بلای قاتل جانم 

بر هم زده بازار صنف زرگری‌ها را 

با چشم‌های كودتاچی می‌تواند تا 

بر هم بریزد حال و روز لشگری‌ها را 

باید بیاید با دل من مهربان باشد 

اما ندارد رسم این‌سان دلبری‌ها را 

سبزه قبای مو بلندِ چشم خرمایی 

از سر می‌اندازد مگر این روسری‌ها را؟

دست مرا می‌گیرد اما باز با تردید 

پس می‌زند از دست من انگشتری‌ها را

دائم خیالش در سرم می‌چرخد اما او 

باور ندارد اصل رویا پروری‌ها را 

موسی شده در تور سیمایش به حق كافر

دیگر ندارد طاقت افسونگری‌ها را 

چشم حسودش كور بانوی غزل‌هایم 

هر كس ندارد دیده‌ی این برتری‌ها را 

یك بار دیگر هم غزل از حُسن او جوشید 

در تاب و تب انداخت، «حامد عسكری»ها را

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mehrsa
Mehrsa
٩٦/٠٣/٢٣
٢
٠
خبرت هست كه از خوبي خود بي خبري ....! به خدا خوبتر از خوبتر از خوبتري
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٣/٢٥
١
٠
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست. طاقت بار فِراق این همه ایامم نیست ؟
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٣/٢٤
١
٠
ای جااااانم !!! چقدر شیرین!!! چقدر دل نشین و بی نقصه این شعر!!!! چقدر خوبه!!! خیلی خوشم اومد دست مریزاد :)
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٣/٢٥
٠
٠
متشکرم از ابراز نظر و لطف بی شائبه ی شما
meshkat
meshkat
٩٦/٠٣/٢٤
١
٠
چه دلنشین! چه پایان بندی مناسبی! حامد عسکری...
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٣/٢٥
٠
٠
ممنونم . به شخصه بسیار بسیار از نوشته ها و اشعار حامد عسکری عزیز لذت میبرم و یکی از دلایل آوردن اسمشون توی این شعر علاوه بر رعایت قافیه ، علاقه شخصی اینجانب به ایشون هم بوده
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٦/٠٣/٢٧
١
٠
خیلی قشنگ بود واقعا عالی بود. شیش تا کامنت برای همچین شعری کمه خواننده هامون خستن.من یقین دارم هرکی خونده لذت برده👏👏
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٤/٠١
٠
٠
خوشحالم که این شعر نظرتون رو جلب کرده ممنونم از وقتی که گذاشتید
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات