داغ تنهایی
شعری سروده خودم

داغ تنهایی

نویسنده : سلیمان حسنی

داغ تنهایی دلم را پیر کرد 

روزگارم را عجب دلگیر کرد 

روزهای‌ سخت و درد بی‌شمار 

از جهان پر عذابم سیر کرد 

هرچه ‌آمد بر سرم از دیگران 

دیده‌ام‌ با اشک‌ خود تفسیر کرد 

سینه چون ‌پر شد ز بغض‌ و کینه‌ها 

با جدایی از همه، تدبیر کرد 

کنج‌ خانه شد کمان و بی‌هدف 

سوی من ‌پرتاب صدها تیر کرد 

منتظر، خشکید چشمانم به در 

عمر طی شد شادمانی ‌دیر کرد 

هستی‌ام‌ وابسته ‌شد با عشق‌ یار 

سرنوشتم را چنین تقریر کرد 

در غزل‌ها چونکه آمد نام او 

شعر حامی را چه ‌پر تاثیر کرد 

روی‌ ماهش‌ چون‌ که ‌تابیدن ‌گرفت 

حال ‌ناخوش، باخوشی‌ تغییر کرد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٣/١١
٠
٠
خیلی قشنگه ... و اونجا : سرنوشتم را چنین تقدیر* باید باشه... کجایید استاد کم پیدا شدین؟!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/٠٣/١٢
٠
٠
سلام:سپاس ازحضورتون.کم سعادتی من است مشغول درس بودم ببخشیددیگه.تقریر(نوشتن)است
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٣/١٣
٠
٠
آها!!! پس اشتباه از من بود ممنون ک گفتید... موفق باشید استاد جان راسی لطفا آخرین شعر منو بخونین نظرتونو بهم بگین ؛ اسم شعرم عشق... هست
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات