چقدر خوب که من خودم هستم
زندگی به جای شخصیت های کودکی

چقدر خوب که من خودم هستم

نویسنده : b_mollaei

واقعا چقدر خوب که من خودم هستم ، حتی تصور اینکه بخواهم خودم را جای شخصیت دیگری بگذارم، مرا وحشت‌زده می‌کند !

گاهی اوقات به این فکر می‌کنم که مثلا اگر به جای شنل قرمزی بودم، اصلا حوصله‌ی اینکه بخواهم برای مادربزرگم شیرینی ببرم را هم نداشتم و اگر مادرم از من در خواست می‌کرد، همان جمله‌ی معروف "حسش نیست" را تحویلش می‌دادم. اگر قرار بود به جای پدر ژپتو باشم، وقتی پینوکیو پاهایش را سوزاند می‌گفتم: خودت کردی که لعنت بر خودت باد! مگر من پول مفت دارم هی چوب درخت گردو بخرم. 

آری! شاید اینگونه بی‌رحم می‌شدم! حتی می‌توانم این را تصور کنم که اگر به جای راپونزل بودم و موهای بلندم دائما به اینور و آنور گیر می‌کرد، خودم زودتر از جادوگر بدجنس گیس‌هایم را قیچی می‌کردم یا اگر به جای سیندرلا بودم قطعا یک روز خواب می‌ماندم یا غذاها را می‌سوزاندم و یک کتک جانانه از نامادری‌ام می‌خوردم، آنجا شاید آرزو می‌کردم کاش به جای شنل قرمزی بودم و به حرف مادرم گوش می‌دادم! یا اگر به جای هایدی بودم همان اول از کوهستان با فرق سر به پایین پرت می‌شدم. خلاصه خیلی خوشحالم از اینکه به جای هیچکس نیستم، خودم هستم و خودم، یک آدم متفاوت با بقیه‌ی آدم‌ها، درست مثل بقیه... شما چطور؟ به نظر من شما هم حتما خرسندید از اینکه به جای کسی نیستید! 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/٠٣/١٠
٠
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگزاریمن که خیلی از شیرینی بردن لذت می برم خصوصا که ماه رمضونم هست و الان خیلی گرسنم :))
پربازدیدتریـــن ها