نامه ای به دخترم
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

نویسنده : زهرا مبارزی

نامه ای به دخترم:

دخترکم حال که در این وادی قرار گرفته‌ای و درون پرهیاهوی خاموشت را به گذر باد و باران زمانه سپرده‌ای بدان که زنانگی این رنجِ شیرینِ سختِ دیرگذر موهبتی است از طرف خداوند به تو. به یاد داشته باش دنیا آمدن تحفه‌ای‌ست بزرگ و دنیا آوردن ارمغانی بس بزرگ‌تر و لطفی از جانب پرودگارت برای لطافت روح ظریف و زنانه‌ات, آنگاه که به اذن خدایت جان می‌بخشی فلسفه خلقتت را به کمال می‌رسانی و من برایت عجیب دلتنگ آن روزم! فرزند زیبای من تا می‌توانی زندگی کن, زیبایی‌ها را ببین, با لبخندت جان ببخش و اندوه را بزدای... در این بین زندگی گاهی به تو سخت خواهد گرفت, مادرت ایستادن را به تو خواهد آموخت. استوار ماندن و به هر بادی به باد نرفتن کار تو خواهد بود. خودت را در هیچ حصاری محدود نکن فارغ از ترس قضاوت شدن زندگی کن, بنویس, بخوان, عاشق شو, ماجراجویی کن و به دنیای ناشناخته‌ها برو ولی عزت نفست را باخود ببر!

برای دلتنگی‌هایت پنجره‌ای روبه خیابان داشته باش, گاهی دست دلت را بگیر و از آنجا تنها نفس کشیدن و در عین حال شاد بودن را به او بیاموز... مادرت به تو خندیدن را خواهد آموخت ولی این انتخاب توست که لبخندت را نثار چه کسی کنی! روزگار تو را نمی‌دانم اما این روزها دنیا, دنیای مردهای سیکس پک با خالکوبی‌های عجیب وغریب و لاکچری است! - نه اینکه سیکس پک‌ها بد باشند, نه - اما می‌خواهم به تو بگویم به وقتش دلت برای لبخند ساده مردی خواهد لرزید که شاید نه لاکچری باشد و نه سیکس پک; آنجاست که حاضری بخاطرخواهیش تنهاییت را دوربزنی, جهان بزرگت را در آشپزخانه کوچک خانه‌اش بگنجانی و تمام رویایت فتح چهارخانه پیراهنش باشد آن هنگام که رد دست‌هایش لای موهایت جامانده... اگر رفت وتنها شدی به وقت دیدن تنهایی‌هایت کور باش, عوضش جلوی آینه برای دلبری‌هایت لبخند بزن. 

بهار که شد پیراهن قرمز گل‌گلی‌ات رابپوش, کتانی‌های سفیدت را به پاکن و تا می‌توانی از تنهایی‌هایت فاصله بگیر. بگذار با خیال راحت نباشد! به وقت آزار خودت سر وسواس‌های زنانه بی‌آزارترین باش, هیچ‌گاه درگیر سو برداشت‌ها وکج فهمی‌های زنانه نشو و هیچ رفتار و جمله مبهمی را به نفع دل خود تمام نکن, مبادا بی‌آنکه خبری باشد دلت را به هیچ بند بزنی,که علاجش فقط شنیدن یک جمله دوکلمه‌ای‌ست «دوستت دارم» تا آن را نشنیده‌ای در دیدن کور باش و در شنیدن کر!

دخترکم نه اینکه مردها بد باشند، نه! اما می‌خواهم به تو بگویم خوشبخت‌ترین زن دنیا کسی است که برای شاد کردن خودش منتظر هیچ مردی نباشد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f.farzad
f.farzad
٩٦/٠٣/٠٤
١
٠
چقدر لطیف و با احساس بود و من چقدر این بخشش رو دوست داشتم "/خودت را در هیچ حصاری محدود نکن فارغ از ترس قضاوت شدن زندگی کن, بنویس, بخوان, عاشق شو, ماجراجویی کن و به دنیای ناشناخته‌ها برو ولی عزت نفست را باخود ببر!/"... بسی لذت بردیم : )
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٣/١١
٠
٠
سپاس از نظرتتون🌿
b_mollaei
b_mollaei
٩٦/٠٣/٠٤
٠
٠
فوق العاده بود ... ملیح و با احساس ... شک ندارم مادر خوبی می شوید یا شاید هم هستید :)))
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٣/١١
٠
٠
سپاس از توجه و نظر شما🌿
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٦/٠٣/٠٧
٠
٠
عرض به حضور شما که بحث یکم زنانه بود نمیخواستم وارد بشم D: اما این جمله ای که تیتر مطلب بود «برای خوشبختی ات منتظر هیچ مردی نباش» جای نقد داره و اون اینکه خداوند می فرماید، خلق من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها. برای شما از جنس خودتان همسرانی آفریدیم که کنارشان به سکون و آرامش برسید. نه مرد بدون آرامش خوشبخته و نه زن بدون آرامش که این آرامش هم نهفته در زوجیت هست، یعنی این جمله ی شما زیر سوال میره! نمیدونم شایدم من بد فهمیدم.متن زیبایی بود ولی.
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٣/١١
٠
٠
سلام و احترام.سپاس از توجه شما;دوست عزیز جمله"برای شاد کردن خودش منتظر هیچ مردی نباشد"به این معنیست که شادیش را به بودن کسی گره نزند که شاید نیست و هرگز نبوده...فقط به نوعی محکم بودن و مستقل بودن و به وقت نیاز یاداور میشه;همین!!☺🍃
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

می نویسم تهدید تو بخوان التماس

٩٦/٠٧/٢٠
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
تا یادم نرود که...

پرواز بر فراز آشیانه فاخته

٩٦/٠٧/٢٠
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
از ظلمی که می شود...

جهان امروز و امید به آینده

٩٦/٠٧/٢٠
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
یک مسیر تکراری

قدم زدن / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٦
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
تبلیغات