من این همه نیستم
حوالی درونم سه زن زندگی می‌کنند

من این همه نیستم

نویسنده : Z_mobarezi

حوالی درونم سه زن زندگی می‌کنند. زنی چهل ساله که پیله‌ای از زنانگی را سفت و سخت به دور خودش تنیده، مدت‌هاست که چمدانش را از تمام جمع‌های اطراف بسته و به گوشه‌ای خزیده. هرشب به این فکر می‌کند که اگر بلد نبود بنویسد، یحتمل دق می‌کرد... به آیینه‌ها "نه" می‌گوید. تمام خستگی‌هایش را با لیوان‌های چای در میان می‌گذارد. آن هم بی‌هیچ قندی، نگاهش که می‌کنی یک "در این حوالی توقف ممنوع" خاصی در چشمانش موج می‌‌زند. 

آن‌طرف‌تر دختری چهارساله تندتر از همه قدم برمی‌دارد، وقت و بی‌وقت دلقک می‌شود.

در پناه جوانی، بی‌حساب کودکی می‌کند، لبخند می‌زند. آنقدر که می‌تواند معجزه زندگی دوباره‌ات باشد... و اینجا دختری است در آغاز جوانی که بوی لاک قرمزش تمام خانه را پر کرده، هر صبح جلوی آینه مو می‌بافد، با فکرت قلوپ قلوپ قهوه خوشبختی را سر می‌کشد و هنوز آمدنت را باور دارد.

من اين همه نيستم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٢٤
٠
٠
فرگرد* ۳۳ (رخشاره* کَتی همه مرا فرا گرفته) //////// «چیست که مرا به او پیوند نمی دهد؟ و یاد او در من زنده نمی کند؟ به زمین نگاه نمی اندازم، مگر که او بینم، بندبندِ رخسارش چون درفشان بر فرازم! در هر ابرناکی، هر درختی - پهنه شب پر کند، نیز، هر نگاهِ گذرانی روزگاهان او در هر بربسته* بینم - رخشاره اش همه مرا فراگرفته! . . . . . همه ی هستی انباشته ای ست از جان نوشته ها که همه گوید او کــــــــــه می زيـــــــــــــست، فراتر، من او از دست داده ام!»// (چکیده ای از برگردان این مهرورز* از «بلندی های بادگیر» Wuthering Heights از امیلی برانته Emily Brontë ) ///// *فرگرد: فصل (کتاب)؛ *رخشار(ه): تصویر؛ *بربسته: شیء، چیز(ی)؛ *مهرورز: ارادتمند. //// سپاس شمای را از شور نوشتار.
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٣/٢٧
٠
٠
ممنونم که وقت گذاشتید وخوندید;سپاس از شما🍃
لیلی
لیلی
٩٦/٠٢/٢٤
٠
٠
یک نفی و تاکید شدید و مبهم در جمله پایانی دیده میشه که اگر نیستی پس این توصیفات چیست؟ و اگر هستی پس چرا میگویی این همه نیستم؟ یاد این شعر مولانا افتادم"پیر منم جوان منم تیر منم کمان منم یار نگو که من منم، من نه منم نه ان منم:)" مرسی نویسنده جان برای اشتراک این حس خوب که با یاداوری این شعر عالی برای من همراه شد
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٣/٢٧
٠
٠
سپاسگزارم🍃🍃
a_saadati
a_saadati
٩٦/٠٢/٢٧
٠
٠
خیلی زیبا توصیف کردید
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٣/٢٧
٠
٠
سپاسگزارم🍃🍃
foada_kk
foada_kk
٩٦/٠٢/٢٧
٠
٠
اثرتون بسیار تاثیر گزار بود و مرا به فکر فرو برد این اثر ماندگار است و مطمئنا در آینده ای نزدیک موفقییتان را خواهیم دید و امیدوارم اثرتان در هفته نامه جیم منتشر شود آرزوی درخشش شما دوست عزیز
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٣/٢٧
٠
٠
خيلي ممنونم از نگاه پر لطف شما;با آرزوی موفقیت برایتان🍃🍃🍃
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٦/٠٢/٢٨
٠
٠
چقدر عمیق و تاثیرگذار بود مخصوصا برای من شاید قلم تون نویسا
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٣/٢٧
٠
٠
سپاسگزارم دوست من🎈🎈
MajHooL_R
MajHooL_R
٩٦/٠٢/٢٩
٠
٠
ای جان چه زیبا:)
Z_mobarezi
Z_mobarezi
٩٦/٠٣/٢٧
٠
٠
ممنونم🌹
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات