نمی دانست هوای یار به سر داری
شعری سروده خودم

نمی دانست هوای یار به سر داری

نویسنده : f_zarrinfar

دلم می‌خواست از من

تمام این قلب کوچک را 

ببخشم من به چشمانت 

نفهمید و نمی‌دانست اما 

که چشمانت دل من را نمی‌خواهد 

نمی‌دانست پیش از من 

دلی دادی و دلدار داری 

سرش درد می‌کرد برای خنده‌هایت 

نمی‌دانست هوای یار به سر داری 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
foad_akk
foad_akk
٩٦/٠٢/٢٧
٠
٠
بسیار با احساس بود....
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠٢/٢٧
٠
٠
ممنون
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠٢/٢٩
٠
٠
چرا کم کار شدین خب نظر بدین انتقاد کنید حوصلم سر رفت
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٣١
٠
٠
«چرا کم کار شدین خب نظر بدین انتقاد کنید حوصلم سر رفت» // به چَشم گرامی. // دیدگاهِ ویژه ای ندارم، اما نمی دانم چگونه نوشتار پیشین شما را در نا آگاهی بسر کردم. // «کجای این زندگی زیباست؟» بسیار زیباست! به گونه ای که آن را برای سال خورده ای که نیم تکه نانِ بربری در دست بر روی آجرهای سازهِ نیمه کاره، فرد پول داری، با دست های ترک زده از نداری و بی کسی لم داده، در سرمای شب، توان خواند. و او، نیز، بهمراه شما و، بهمراه، آسمان خواهد گریست. // سپاس بسیار.
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠٢/٣١
٠
٠
تشکرر
MajHooL_R
MajHooL_R
٩٦/٠٣/٠٢
٠
٠
اخ گفتی:))))
foad_akk
foad_akk
٩٦/٠٣/١٣
٠
٠
الان ک میگین انتقاد کنیم فقط همون جمله اخر و اول گفتین و بهش شاخو برگ دادین مشخصه رو یه جمله کل نوشته رو نچرخونید....
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠٣/١٤
٠
٠
بله صحیح میفرمایین ممنون
پربازدیدتریـــن ها
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
صدای نفس هایمان را می شنیدیم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت دوم

٩٦/٠٥/٣١
حال عجیبی داشتم

اولین قرار عاشقی

٩٦/٠٥/٣١
چند خطی برای خاتونم...

تفاوت شخصيت

٩٦/٠٥/٣٠
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات