عشق کی؟
شعری سروده خودم

عشق کی؟

نویسنده : سلیمان حسنی

مانده‌ام سینه پر از غصه ز هجران که شد 

دیده‌ام روز و شبش  واله و حیران که شد 

شهره بودیم به آرامش و بر صبر و قرار 

باچنین وضع دلم بی‌سر و سامان که شد 

من که یک عمر پناه همه یاران بودم 

دست‌هایم پراز رعشه و لرزان که شد 

نیست در دست مهار دل شوریده، چرا 

ناگه و بی‌خبری، رفته و مهمان که شد 

چهچه بلبل دل نیست دگر در گوشی 

محو دیدار گل نرگس بستان که شد 

نیست بندی، بجز از بندگی حضرت حق 

سینه‌ی پر غم ما، ناقض پیمان که شد 

هرکجا می‌نگرم ساکت و تاریک شده 

دیده‌ام کور، ز انوار درخشان که شد 

شاد بود و به همه حال خوشی می‌بخشید 

پر غم از اشک روان گشته ز مژگان که شد 

عشق حامی همه جا نقل مجالس شده است 

شعر او زمزمه‌ی مرغ خوش الحان که شد 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠٢/١٨
٠
٠
شعر خوبی بود ٬ بیت دوم و سوم رو از همه بیشتر پسندیدم :) البته فک کنم یه هجای کوتاه بیت سوم مصرع دومش کم داره :) دست هایم U پُر از رعشه ی ... :) موفق باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/٠٢/١٨
٠
٠
سلام ممنون ازلطفتون.دستهایم پُرِ از رعشه ولرزانِ که شد.... پر با کسره ر خوانده شود درست میشود.
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠٢/١٨
٠
٠
خوشگله =)))
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠٢/١٨
٠
٠
قشنگ بود
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
با ایشون چه نسبتی دارید؟

آقازادگی

٩٧/٠٦/٢١
می‌خوام برم آسمون

سقوط رو به بالآ

٩٧/٠٦/٢١
او سیب باغ دیگری‌ست

دل بکن

٩٧/٠٦/٢١
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
بد دردی‌ست

وابستگی

٩٧/٠٦/٢٢
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

فرزندت کجاست؟ شعر طنز

٩٧/٠٦/٢٢
سرمان را گول مالیده‌اند

پاییز فصل مزخرفیست؟

٩٧/٠٦/٢١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت چهارم

٩٧/٠٦/٢٣

پدر، پسر و بستنی‌ای که آب نشد

٩٧/٠٦/٢٢
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠