کتابی از آلبادسس بدس
این کتاب را حتما بخوانید

کتابی از آلبادسس بدس

نویسنده : zahra_talaei

نویسنده زن ایتالیایی که کتاب‌هایش پر از ظرافت‌ها، احساس‌ها و سردرگمی‌های زنانه است. برای زنان و دغدغه‌هایشان نوشته. جادوی کلام و واژگان روح را تکون می‌دهد. هرکدام از شخصیت‌ها انگار به نوعی خودمون هستیم، کسی سردرگمی‌هایمان را توضیح داده به خوبی.

این روزها فکرم کاملا درگیر کتاب«دفترچه ممنوع». شخصیت این زن عجیب مثل خودم است، با همان حسرت‌ها، تاسف‌ها، سردرگمی‌ها، ممنوع بودن‌ها و عادی شدن. زنی که لطف‌هایش به وظیفه تبدیل شده، به میل دیگران رفتارکرده پوشیده و دیگران خیلی راحت اجازه‌ی مشخص کردن حدود را به خودشان می‌دهند برای او. حالا توی ابتدای میانسالی تبدیل شده به آدمی پرحسرت، سردرگم که چیزی برای خودش ندارد، مدام خودش را مقایسه می‌کند. به زدن از خواسته‌هایش برای خانواده که حالا همان خانواده حتی اجازه داشتن یک حریم شخصی را به او نمی‌دهند و او حتی نمی‌تواند بیان کند احساساتش را! از ترس طرد شدن، جبهه‌گیری‌ها و ناچار فرو می‌دهد بغض و خشم‌اش را.

یک جاهایی احساساتم مثل والریا است، پر از عصیان و بغض که قابل بیان نیست. پر از حسرت و نمی‌توانم بگویم و شاید نامفهوم برای اطرافیان. من خیلی جاها مثل والریا بودم و فرو بردم احساسم.

آدم‌هایی مثل والریا دور ما زیادند نه صرفا زن بلکه مرد، که انگار خوب بودن آن‌ها برای ما تبدیل به وظیفه شده، احساس داشتن و تفریح کردن و بیکار بودن و خواستن چیزی توی این آدم‌ها برای ما خیلی عجیب است! انگار روزمرگی داشتن برای آن‌ها اجباری است.

این آدم‌ها به درک شدن، دیده شدن، شنیدن احتیاج دارن. به این که گاهی به درون‌شان نگاه بیندازیم، برخلاف همیشه! به قضاوت نشدن نیاز دارند. ما امثال والریا می‌ترسیم از بیان به‌خاطر طرد شدن، استهزا، قضاوت شدن و فرو می‌دهیم احساس‌مان را. این حسرت‌ها را همیشه حمل می‌کنیم همه‌جا با خودمان. این حسرت‌ها، خشم‌ها خطرناکند اگر تلمبار روی هم، خطرناکند اگر جایی منفجر بشوند که دیگه برای کنترل و فهمیدن خیلی دیر است. همین امروز تا قبل از اینکه دیر بشود بیایید لطفا آدم‌های این‌جوری اطرافتان را پیدا کنید و بفهمید باورها و احساساتشان. این برایشان مهم‌تر از هرچیزی است توی این لحظه‌ها. این کار را از سر اجبار و ادای تکلیف نکنیم که در این صورت انجام ندادنش بهتر است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آلاء
آلاء
٩٦/٠٢/٢٩
٠
٠
خیلیم عالی فقط تجربه نشون داده معرفی کتاب رو کوتاه تر بنویسی بهتره:) ضمنا خوش اومدی به جمع ما:) موفق باشی:)
zahra_talaei
zahra_talaei
٩٦/٠٢/٣٠
٠
٠
سلام ممنونم. و سعی می کنم کوتاه تر و مفید بنویسم. بازم مرسی. سبز باشی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٦/٠٢/٣٠
١
٠
جالبه من تا مدتها فکر میکردم ایشون آقا هستن:) تازه یه سالی میشه فهمیدم خانومن:)
zahra_talaei
zahra_talaei
٩٦/٠٢/٣٠
٠
٠
بله یک خانوم نویسنده که دغدغه های خانم ها براشون مهمه و رد پاش توی کتاباشون هست.
پربازدیدتریـــن ها
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
صدای نفس هایمان را می شنیدیم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت دوم

٩٦/٠٥/٣١
حال عجیبی داشتم

اولین قرار عاشقی

٩٦/٠٥/٣١
چند خطی برای خاتونم...

تفاوت شخصيت

٩٦/٠٥/٣٠
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات