چند تحلیل خرکی از یک حرف الکی
تاکسی نوشت

چند تحلیل خرکی از یک حرف الکی

نویسنده : amirpour_24

در تاکسی نشسته بودم که خانمی اسکناس دو هزار تومانی به راننده داد و منتظر شد تا بقیه پولش را بگیرد. راننده گفت: «خانوم، کرایه‌اش همینه». خانم شاکی شد: «یعنی چی آقا؟ من خودم تحصیل کرده‌ام، چهل ساله دارم این مسیرو میرم و میام. هیچوقت بیشتر از 1800 تومن نمی‌گیرن». اینکه راننده چه جوابی داد و باقی مسافرها چطور این بحث را از بین اختلاس 8000 میلیاردی، تصویب لرزش دست روحانی در مناظره و شعارهای کارگران، به سلامت عبور دادند و رساندند به «تاثیر گازهای گلخانه‌ای بر تهدید زیستگاه پاندای بومی شرق استرالیا» را دیگر نفهمیدم؛ چون در طول مسیر داشتم جمله آن خانم را از زوایای مختلف بررسی می‌کردم:

ظاهراً «تحصیل‌کرده بودن» امتیازی است که به موجب آن می‌توان کرایه وسایل حمل و نقل عمومی را با چند درصد تخفیف پرداخت کرد و احتمالاً آن خانمِ «تحصیلکرده» حداقل لیسانس را داشته و به خاطر مدرکش داشت 10 درصد از کرایه را به خودش تخفیف می‌داد. با این شرایط اگر فوق لیسانس بود، حتماً 30 درصد و اگر دکتر بود لابد 40 درصد از کرایه تاکسی را کم می‌کرد. با همین فرمول می‌شود فهمید که نرخ تخفیفات کرایه تاکسی برای استادیار 50 درصد، دانش‌یار 60 درصد، و استاد دانشگاه 70 درصد است. 

تبصره: اگر عضو هیئت علمی دانشگاه باشند از پنج درصد تخفیف بیشتر بهره‌مند می‌گردند!

وقتی یک نفر می‌گوید چهل سال است که دارد کاری را انجام می‌دهد، می‌فهمیم که طرف بیشتر از چهل سال سن دارد.

تبصره: اگر آن یک نفر خانم باشد، هیچ مدرکی دال بر اثبات اینکه ایشان «حداکثر» 40 سال دارد را نخواهید داشت. اصلاً مدرکی دال بر هیچ چیزی نخواهید داشت. بی‌خودی هم بحث نکنید!

مسیری که داشتیم می‌رفتیم، چهل سال قبل جز میراث رضاخان میرپنج بود که خودش به خودش هبه کرده بود. آن موقع هیچکس جرأت نداشت آن طرف‌ها حتی غاز بچراند. خود غازها هم تنهایی نمی‌رفتند آن طرف‌ها بچرند؛ جاده و ساختمان و تاکسی خطی کجا بوده که یک نفر هی برود و بیاید؟!

اما نکته جالب حرف آن خانم این بود که چهل سال است همین مبلغ را پرداخت می‌کند. البته چهل سال پیش 1800 تومان خیلی پول بود(!) ولی این نشان می‌دهد همه این‌هایی که می‌گوند تورم و گرانی و فلان... حرف مفت می زنند و قیمت‌ها خیلی هم ثابت هستند.

همه این‌ها به کنار... من از شما می‌پرسم؛ اصلاً ارزش دارد یک خانم تحصیل کرده با بیش از چهل سال سابقه، فقط به خاطر دویست تومان یک ریز حرف بزند و اعصاب بقیه مسافرها را خرد کند؟ خدا به سر شاهد است بنده می‌خواستم بگویم: «خانوم چقدر حرف می‌زنی؟!» ترسیدم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
zohreh_sh
zohreh_sh
٩٦/٠٢/٢١
١
٠
جالب بود،بسی خندیدیم:)))
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٣/٢٣
٠
٠
خدارو شکر :)
محمدرضارضایی
محمدرضارضایی
٩٦/٠٢/٢١
١
٠
سلام ما قبلا همدیگرو جایی ندیدیم؟؟؟😊
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٣/١٦
٠
٠
چرا قیافه تون خیلی آشناس
احسان اهوازی
احسان اهوازی
٩٦/٠٢/٢٢
٠
٠
امیر!!! ما رو به ناصر فروختی؟
لیلی
لیلی
٩٦/٠٢/٢٣
١
٠
چه طنز زیبا و مفهومی جالبی با یک گفتگوی مردمی بیخود و بی جهت نوشتین، متاسفانه بعضی مردم شعور اجتماعی ندارن و مکان های عمومی را ملک پدری خود میدانن و خود را دختر دردانه پدر که گویی همگان باید کف بسته گوش دل بسپارن به چرت و پرت های همیشگی انان:[[
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٣/٢٣
١
٠
اندوهگین مباشید که اینان جماعتی بس بی نزاکت اند و از آداب و رسوم تعاملات اجتماعی بی بهره. لیک در این مجال اندک که تا پایان عمر مانده باید گذر کرد و ایشان را به خود وا نهاد که این چه نیکو کاری باشد برای ما و آنان... :)))
foad_akk
foad_akk
٩٦/٠٢/٢٧
١
٠
طناز خوابی هستی...
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٣/٢٣
٠
٠
الحمدلله :)
پربازدیدتریـــن ها
ولی اگر نباشند...

نمک های زندگی

٩٧/٠٣/٢٣
سند زدن چشم هایت به نام من

و چقدر این چشم‌ها با عینک خواستنی‌ترند

٩٧/٠٣/٢٧
آشنایی با تیم های گروه مرگ (گروه B) جام جهانی

بِکِش زیرش!

٩٧/٠٣/٢٧
تنها آیدا نیست

در آرزوی پسر بودن

٩٧/٠٣/٢٣
شعری سروده خودم

دلتنگی

٩٧/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

من زنم!

٩٧/٠٣/٢٤
صفای وجود تو را عشق است

دست گل و شیرینی

٩٧/٠٣/٢٨
غرق شده ام

به رویا

٩٧/٠٣/٢٣
کارم را بساز

جنگ

٩٧/٠٣/٢٤
بر اساس واقعیت

اتاق؛ برترین رمان خواندنی امسال

٩٧/٠٣/٢٩
درباره هزار و یک شب شهرزاد

با «شهرزاد» در تهران قدیم قدم زدیم

٩٧/٠٣/٢٣
داستانی آشنا

منی که من باشم! / قسمت دوم

٩٧/٠٣/٢٧
بوی تعفنش

کافی شاپ

٩٧/٠٣/٢٨
معرفی فیلم

اوکجا را حتما ببینید

٩٧/٠٣/٢٧
کاش به خودمان بیاییم

از روزه تا فطر ذهنی

٩٧/٠٣/٢٩
به خودتان رحم کنید

فقیر نباشیم

٩٧/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

خداحافظ رمضان

٩٧/٠٣/٢٧
عشق خطرناک ترین مخدر دنیاست

جادوی عشق

٩٧/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

آمدم

٩٧/٠٣/٣٠
ای آنکه هیچ یک از نامه‌هایم به دستت نرسید

تو را رقیبانی است

٩٧/٠٣/٣٠