دختر فالگیر / قسمت دوم
کاش تو فالم بودی

دختر فالگیر / قسمت دوم

نویسنده : بهمن بهمنی

قسمت قبل را از اینجا بخوانید

چشم‌هایم در پی دیدن پاهایت، بی‌آن‌که جوراب پوشیده باشی، به کفش‌هایت خیره شده. کاش تو فالم بودی، شاید راز اعداد کف دستانم با جمع حروف نوشته‌های فنجانم، تئوری آینده‌ای باشد که با ذهنت برایم پیشگویی کردی. می‌دانی؟! تصورِ فرزندانم، بدون تو که مادرشان باشی، برایم سخت است. پنجره باز است و بوی خاکِ باران خورده در اتاق می پیچد؛ حالا که وقت رفتنت فرا رسیده، من می مانم و این فنجان قهوه‌ی لعنتی دختر فالگیر...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f.farzad
f.farzad
٩٦/٠٢/١٤
٠
٠
داستانای دنباله دارو نمی پسندم :( چون دوست دارم وقتی یه داستانی رو شروع می کنم سریع به تهش برسم و بدونم چی میشه... کلا صبرم کمه :/ چند قسمته؟
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠٢/١٤
٠
٠
من همزمانی, که می نویسم منتشر میکنم زود تموم میشه ممنونم :)
f.farzad
f.farzad
٩٦/٠٢/١٤
٠
٠
پس بی صبرانه منتظر قسمتای بعدیش هستم : ) امیدوارم مرد قصه (حداقل تو این داستان) به یارش برسه... مثل بهمن بهمنی و بهاره بهاری تو داستان قبل نشه :/ : ))))
Shaparak_n
Shaparak_n
٩٦/٠٢/١٤
٠
٠
دقیقا منم امیدوارم بهم برسن... بس که این شخصیاتای داستانای ایشون بهم نرسیدن من افسردگی گرفتم.
Shaparak_n
Shaparak_n
٩٦/٠٢/١٤
٠
٠
تو قسمت قبل زده بودین نامه ی اول. الان این ادامه نامه اوله یا خودش نامه ی جداییه؟ جالبه... سبک نوشتنشو دوست دارم... مشتاق ادامه اش هستم.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠٢/١٤
٠
٠
نامه دوم هست که تو متن اشتباها نیومده
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠٢/١٦
٠
٠
منشوریات =|
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠٢/١٨
٠
٠
:)) کامنتم توی قسمت اول رو جواب ندادی :| همچنان همون کامنت نظرم هست و همون سوال و دارم :) موفق باشی
f.farzad
f.farzad
٩٦/٠٥/٢٤
٠
٠
دختر فالگیر به کجا رسید؟سه ماه گذشتا :/
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠٥/٢٧
٠
٠
:) خب منشوری آخر ننوشتم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١