فیبوناچی / قسمت اول
دورهمی در خانه قدیمی

فیبوناچی / قسمت اول

نویسنده : f_shams

با دیدن اتوموبیل‌های پارک شده مضطرب و متعجب شد؛ در واقع اگر بخواهیم تعریف دقیق‌تری داشته باشیم وحشت‌زده شد.

سارا هم گیج شده بود: قرار بود کس دیگه‌ای هم بیاد؟

- نمی‌دونم! این را گفت و از ماشین پیاده شد.

هر دو به خانه‌ی قدیمی زل زدند. شبیه خانه‌های متروک فیلم‌های ترسناک بود تا ویلایی شیک و راحت.

سارا خودش را به پرهام چسباند: مطمئنی آدرس درسته؟

پرهام با لحن عصبانی: تا چند کیلومتری اینجا خونه‌ی دیگه‌ای دیدی تو؟

- باشه... خب چرا انقدر استرس داری؟! شاید فامیلاشون باشن... زنگ می‌زنیم، می‌فهمیم.

زنگ که می‌زنند، دختر مو مشکیِ مشکی‌پوشی در را باز می‌کند.

پرهام به وضوح متعجب‌ترین حالت ممکن را پیدا می‌کند و میخکوب می‌شود.

- امیدوارم شما هم مثل بقیه نگید که ازتون دعوت شده بیاید اینجا.

سارا: بقیه؟

- بیاید تو. فک کنم یه نفر هممونو سر کار گذاشته.

سارا به پهلوی پرهام که انگار خواب است می‌زند.

سارا: خانم، مسعود دوستِ نامزدم... گفت می‌تونیم بیایم چند روز بمونیم تو ویلاش. حالا شما نمی‌دونم! از دوستای مسعودید؟

-مسعود نمی‌شناسم. ما همه گیج شدیم.... بیاید ببینیم چه کار باید کنیم.

هر دو همراه او وارد خانه می‌شوند.

ادامه دارد...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فو فا نو
فو فا نو
٩٦/٠٢/٠٩
١
٠
چرا انقد کم؟ :/ جالب بود. منتظریم ببینیم چی میشه در ادامه :)
f_shams
f_shams
٩٦/٠٢/١٤
٠
٠
ممنونم :)
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠٢/١٠
١
٠
:)
f_shams
f_shams
٩٦/٠٢/١٤
٠
٠
:)
لیلی
لیلی
٩٦/٠٢/١١
١
٠
عالی:-)
f_shams
f_shams
٩٦/٠٢/١٤
٠
٠
سپاس :)
پربازدیدتریـــن ها