همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

نویسنده : banu69

آن وقت‌ها که کوچک بودم و زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای نسبت به حالا داشتم؛ وقتی یکی از وسایل محبوبم از من دور بود یا مجبور بودم آن را به کسی بدهم؛ دچار یک ناآرامی و ناراحتی می‌شدم، همه‌اش فکر این بودم که آن وسیله کجاست و دست چه کسی است و الان با آن چه رفتاری می‌شود و نکند خراب شده باشد و تا همیشه از داشتنش محروم باشم؟خوشحالی و خوشی اصلا بهم مزه نمی‌داد و من در عذاب و دلتنگی بودم تا وقتی که آن وسیله به من برمی‌گشت... . حالا این وضعیت دوباره در من تکرار شده آن هم به شکلی وحشتناک‌تر و طولانی‌تر. الان نزدیک به سه سال است که رفته‌ای. من نه آرامش دارم نه انگیزه! از هیچ چیز یا اتفاق خوبی لذت نمی‌برم. همیشه دلتنگم و عجیب احساس تنهایی دارم. همیشه به این فکر می‌کنم که الان کجایی و چه می‌کنی و مال چه کسی هستی و احساس اینکه شاید تا آخر عمرم هیچوقت دیگر نبینمت وحشت می‌کنم. کاش مثل وسیله‌های محبوب دوران بچگی‌ام به من برگردانده می‌شدی...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٦/٠٢/٠٦
٢
٠
کاش یک روزی این دلتنگی ها جایش رو وصال بده/ نوشته های کوتاه؛ روان و بسیار خوب شما رو تحسین می کنم
i_banu69
i_banu69
٩٦/٠٢/٠٦
٢
٠
ممنونم جناب نادری موفق باشید
h.naderi
h.naderi
٩٦/٠٢/٠٦
١
٠
یادمه یک بار از یک سفر کربلا هم نوشتید. کاشکی بیشتر در موردش بنویسید.
i_banu69
i_banu69
٩٦/٠٢/٠٦
١
٠
بله اسمش یار مرا می کشد بود منظورتون اینکه از سفرکربلام بنویسم یا اینکه کلا از کربلا بنویسم؟؟ کدوم؟ بازم از اینکه مطالبم رو می خونید ممنونم
faezeh76
faezeh76
٩٦/٠٢/٠٦
١
٠
شاعر مي فرمايد : اونكه رفته ديگه رفته!!! متاسفانه :(
i_banu69
i_banu69
٩٦/٠٢/٠٦
١
٠
کاش نمی رفت :(( ممنونم
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٢/٠٦
١
٠
تا به حال به خودش گفتین این دلتنگی ها رو؟! یا باید فراموشش کنید هر طوریکه شده و یا باید یه حرکتی بکنید بالاخره... البته اگر کسی نیست که حرفاتون رو بهش بگید، پیش مشاور برین حتما :)
i_banu69
i_banu69
٩٦/٠٢/٠٦
١
٠
وقت نمی کنم برم....یعنی حوصله ام نمیاد برم خب اونم می خواد یه سری راهکار الکی پیشنهاد کنه وقتی جز با بودن خودش هیچ چیزی درست نمیشه مشاوره رفتن ها الکیه :(( ممنونم که مطالبم رو خوندی عزیزم
m.babaee
m.babaee
٩٦/٠٢/٠٦
١
٠
بسیار زیبا😊 من هروقت مطالب شما رو میخونم پیرهن چهارخونه تو ذهنم میاد:)
i_banu69
i_banu69
٩٦/٠٢/٠٧
١
٠
ممنونم از اینکه مطالبم رو می خونی... منم هنوز به چهارخانه ی پیراهنش فکر می کنم😢😢😢😢😢و هنوز هم فکر می کنم که قطعا در چهارخانه های پیراهنش خوشبخت می شدم....بازم ممنونم ازت عزیزم
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠٢/٠٨
٠
٠
خیلی عالی .. تشکــر بانــو جان =)
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١