پارک ملت
به چه زل زده ای؟

پارک ملت

نویسنده : heydaretebari

عزیزم 

تو از همان اول هم خیلی قانع بودی 

هم خیلی با سلیقه 

مثل عصرانه‌های پارک ملت‌مان.

یک فلاسک و دوتا لیوان پلاستیکی 

و لقمه‌های کتلت را روی آن سفره‌ی دست دوزت

جوری می‌چیدی که انگار 

تو بهترین رستوران شهر نشسته‌ایم 

بعد به منی که محو تماشایت بودم 

نگاه می‌کردی و وسط هق هق خنده‌هایت 

که می‌پاشید روی صورتم می‌گفتی 

"به چی زل زدی" 

منم دست‌هایت را می‌گرفتم و می‌گفتم 

"به همه چی"

هنوز هم سر همان میز می‌نشینم

همان سوال همیشگی تو را از خودم می‌پرسم 

"به چی زل زدی"

بعد خودم جواب می‌دهم

"به... به هیچی"

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Shaparak_n
Shaparak_n
٩٦/٠٢/١٠
٠
٠
چرااااااااا؟ آخه چرااااااااا؟ چه قشنگ.... به جای تو بهترین رستوران...توی بهترین... قشنگ تره. خیلی قشنگ بود... ممنون از اشتراک این متن.
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٦/٠٢/١٠
٠
٠
حس خوبی داشت:) فقط اینکه هق هق رو برای گریه استفاده میکنن گمونم،شاید هم خنده :))
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠٢/١١
٠
٠
✅✅قشنگ بود
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
آماده تر از همیشه

کار دل دلدادگی و کار او دل کندن است

٩٧/٠٣/٠٣
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
عاشقی بی‌همتاترین حس زندگی‌ست

سر مشق عشق

٩٧/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

عشق شاید که بشکند من را...

٩٧/٠٣/٠٢
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠
اصلا مهم نیست چه زمانی برگردی

جمله ات را تمام نکن! برو...

٩٧/٠٣/٠١
در حسرت خرید دوربین

آرزو یا افسانه

٩٧/٠٣/٠٣
آغاز مکتب نمادگرایی جادویی

کتاب پایان نامه؛ جادوی قرن بیست و یکم

٩٧/٠٣/٠٣