سر و سجده
شعری سروده خودم

سر و سجده

نویسنده : سلیمان حسنی

سکوت ‌شب ‌و موج ‌دریا و من 

نمایی ز امواج زیبا و من 

کران تا کران آبی آسمان 

غروب ‌دل ‌انگیز اینجا و من 

شده‌ جمع، در ساحل ‌نیمه شب 

تمام قشنگی دنیا و من 

شد آرام جان پریشان شده 

رخ‌ یار و این قلب شیدا و من

نـوازش ‌کند دیده‌ی خسته را 

لب و خنده و چشم ‌شهلا و من 

نباشد به‌جز خوبی و دلکشی 

چنان‌ خواب ‌شیرین ‌و رویا و من 

صدف‌ها فراوان ‌و نگشوده‌اند 

همه، سر پنهان و پیدا و من 

رود ماهتاب و رسد آفتاب 

دلی پر ز امید فردا و من  

به ‌زیبایی جانفزایی که هست 

ز حامی، غزل‌های شیوا و من  

سر و سجده و دیده‌ی  نم ‌زده 

ز لطف خداوند یکتا و من

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠٢/٠٨
٠
٠
زیبا بود :) موفق باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/٠٢/١٠
٠
٠
سلام برشما:خیلی ممنونم ازمحبت شماشادکام باشید
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠٢/٠٨
٠
٠
قشنگـــه =) تشکر بابت انتقال حس خوب =)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/٠٢/١٠
٠
٠
سلام:من ازحضورجنابعالی ممنونم.درپناه خدا سلامت باشید
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٦/٠٢/٠٨
٠
٠
چه حس خوبی داشت شعرتون، فقط جسارتا یه نکته بگم،گمونم اون آبی آسمان تو بیت دوم با "شب" تو بیت اول همخونی نداره چون شبا آسمون تیره رنگه و آبی نیست و معمولا آبی آسمان رو واسه روز و روشنایی میگن..البته ببخشید جسارت میکنم،فقط چیزی که به ذهنم رسید رو گفتم. موفق باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/٠٢/١٠
٠
٠
سلام:سپاس ازحضورپرمهرتون.منظوردراین مصراع رنگ آبی دریاست که مانندآسمان آبی است.دلتون شاد
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات