دیوانه
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

نویسنده : heydaretebari

هوا مثل همین شب‌ها سرد بود 

همیشه بند کفش‌هایت باز می‌شد 

تا تو دستکش‌هایت را در بیاوری 

زانو می‌زدم 

بعد منتظر می‌شدم 

که انگشتانت درون موهایم سر بخورد

و با خنده بگویی "خودم می‌بستم."

مردم که نمی‌دانند

فکر می‌کنند دیوانه شدم

حالا که بی‌هوا وسط پیاده رو زانو می‌زنم

فقط زانو می‌زنم 

پاهای تو کجاست...؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠٢/٠٢
٠
٠
هیـــــــع =( قشنگه =)
H_etebari
H_etebari
٩٦/٠٢/٠٣
٠
٠
🏵
گل گلی خاتون :)
گل گلی خاتون :)
٩٦/٠٢/٠٢
٠
٠
:):
Shaparak_n
Shaparak_n
٩٦/٠٢/٠٢
٠
٠
خیلی قشنگه....#مردم که نمی‌دانند....فکر می‌کنند دیوانه شدم# اینش خیلی قشنگه...
H_etebari
H_etebari
٩٦/٠٢/٠٣
٠
٠
•|سپاس|•
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠٢/٠٢
٠
٠
چه رمانتیک خودم می بستم
H_etebari
H_etebari
٩٦/٠٢/٠٣
٠
٠
-🌷-
faezeh76
faezeh76
٩٦/٠٢/٠٣
٠
٠
از اون نوشته ها بود كه واقعا ازش خوشم اومد
H_etebari
H_etebari
٩٦/٠٢/٠٣
٠
٠
+خوشحالم+
AsedHamid
AsedHamid
٩٦/٠٢/٠٩
٠
٠
قشنگ بود :)
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
آماده تر از همیشه

کار دل دلدادگی و کار او دل کندن است

٩٧/٠٣/٠٣
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
عاشقی بی‌همتاترین حس زندگی‌ست

سر مشق عشق

٩٧/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

عشق شاید که بشکند من را...

٩٧/٠٣/٠٢
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠
اصلا مهم نیست چه زمانی برگردی

جمله ات را تمام نکن! برو...

٩٧/٠٣/٠١
در حسرت خرید دوربین

آرزو یا افسانه

٩٧/٠٣/٠٣
آغاز مکتب نمادگرایی جادویی

کتاب پایان نامه؛ جادوی قرن بیست و یکم

٩٧/٠٣/٠٣