جان من این همه بی‌رحم چرایی، بازآ

جان من این همه بی‌رحم چرایی، بازآ

نویسنده : l3igl3oy

آه، تاکی ز سفر باز نیایی، بازآ

اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ

شده نزدیک که هجران تو، ما را بکشد

گرهمان بر سرخونریزی مایی، بازآ

کرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشی

وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ

رفتی و باز نمی‌آیی و من بی تو به جان

جان من این همه بی‌رحم چرایی، بازآ

وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی

گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ

وحشی

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠١/٠٢
١
٠
سلام.قشنگه ممنون. : )
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٢
١
٠
اون وحشی آخرش رو که نوشتی با کی بودی ؟
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/٠٢
١
٠
:)))))))))))
٩٢/٠١/٠٢
٠
٠
وحشی بافقی اسم شاعرشه
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٢
٠
٠
ینی جوکی به جان خودم ایمان:)))))))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
:)))))))))))
باران
باران
٩٢/٠١/٠٢
١
٠
مرسی
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/٠٢
١
٠
زیبا بود.ممنون جناب:))))
وصال
وصال
٩٢/٠١/٠٢
١
٠
آره واقعا ................................بازآ
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٠٢
١
٠
قشنگ بود .. ممنون
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٢
١
٠
زیبا بود!مچکر
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
زیبا دوست من
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
بیگ بوی هم نیست چند روزیه ؟!
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
ممنون
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
خود شون کجا تشریف دارند..
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
خود جناب بیگ بوی کجا تشریف دارن؟
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات