ای من به فدایت
شعری سروده خودم

ای من به فدایت

نویسنده : غزاله بانو

ای تن به فدایت رگ گردن به فدایت 

ای شاه خراسان همه‌ی من به فدایت 

گل ها شده خشبو همه با حُرم نگاهت 

عطر سمن و یاس و دو سوسن به فدایت 

دریاچه‌ی چشمان پر احساس نشابور 

دریاچه‌ی فیروزه‌ی معدن به فدایت 

گل‌های محمد همه کاشانه‌ی قمصر 

یک دسته گل سرخ نه! گلشن به فدایت 

از کل جهان نصف شده سهم دلیران 

آن نصف که داریم تماما به فدایت 

تبریز که گویند نگین است در ایران 

مشاطه‌ی دردانه‌ی میهن به فدایت 

قربانی یک تن، سر او چون که عزیز است 

پس بام وطن شهر بروجن به فدایت 

تهران بزرگ هدیه‌ی این مردم ایران 

هرخاک در آن کوچه و برزن به فدایت 

هر دانه‌ی گندم که در اقلیم نهادند 

هر دانه که نه! گندم خرمن به فدایت 

هرشهر که با قافیه آمد همه گفتم 

آن‌ها گه نگفتم صریحا به فدایت 

جز یک قلم و دفترکی هیچ ندارم 

هر گوشه‌ی این شعر عمیقا به فدایت 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
خیلی قشنگ بود :)) اشعار تویِ این سبک رو خیلی میپسندم :) موفق باشید
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
ممنونم:)))
h.naderi
h.naderi
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
عجب شعر معرکه ای :)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
تشکر^__^
(بانوی غم)A_B
(بانوی غم)A_B
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
عجب شعری:)) لذتیدیم:)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
مرسی که اینجا می‌بینمت=)
(بانوی غم)A_B
(بانوی غم)A_B
٩٦/٠١/٢٢
٠
٠
من همیشه هستم عزیزم:))..منظور در مطالبای دوستان..مگه اینک کلا جیم نباشم وگرنه هرمطلبی دارای ارزشیو باید احترام برای نویسندش قائل بود شاید با یه کامنت:))
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
شعرت خیلی خوب بود شاعرمان ^_^ ولی کاش بیت اولو بعنوان ضربه میذاشتی بیت آخر :) شاعرانگی هات مستدام :)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
پیشنهاد لذیذی بود=) چشم
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
غزاله دریاچه ی فیروزه ی معدن یعنی چی آیا ؟ بین گل های محمد که البته محمدی بایستی میبود و نمیدونم بخاطر درست درومدن وزن میشه ی ش رو حذف کرد یا نه و کاشانه ی قمصر هم کاش ویرگول میذاشتی. توی بیت مربوط به تهران هم یه حسی بهم یه چیزایی میگه ولی خب بیخیال :)) چون شعرت خیلی خوب بود دلم نیومد اینارو نگم تا عااالی تر و تر و تر هم نشه :)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
معدن داخل نشابور که مثل دریاچه چشمای آبی پر احساسه:) گل های محمد فک نکنم اشکال خاصی داشته باشه؟:) بیت تهران رو حذف کرده بودم اصا!:) این قبل ویرایش بوده که ازش کپی کردم البته ارق تهرانی بودنت هم بی تاثیر نبوده:دی.. دست شما بابت نقد درد نکنه دوست جانم:)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
نه به جان خودم اینقدر نامرد نیستم که بخاطر شهر خودم الکی چیزی بگم :)) میخواستم بگم بهتر بود مضمون مصرع میشد هر کوچه و برزن خاک تهران به فدایت :)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
پس فک کردی منظورم چیه جز این؟@@ خخخ
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
آها .. جا به جا!! اون لحظه می‌دونی ب چی فک کردم؟ خاک بیشتر از کوچه هاس! و تو شعر من قرار بر این بود ک هرچیزی که زیاده فدای امام رضا کنم! و تهران چون کلان شهره خب بیشترین چیز ب نظرم کوچه های اون اومد:) شما به بزرگواری خودتون ببخشید^__^
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠١/٢١
٠
٠
چون از دل برآمد بر دلم عمیقا نشست خیلی عالیه .. احسنت
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٢
٠
٠
به به^_^ ممنون ازت مامان نسیم:)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٦/٠١/٢٢
٠
٠
تبریز که گویند نگین است در ایران مشاطه‌ی دردانه‌ی میهن به فدایت شاه بیتی بود برای خودش:) شعرت معرکه بود غزال مثل همیشه ول دو تا غلط تایپی به چشمم خورد یکی خوشبو که تو (خشبو) نوشتی، یکی هم هُرم که تو (حرم) نوشتی. البته از نظر دستوری تماما هم نمیتونه درست باشه. و در ضمن اینهایی که گفتم صرفا جهت این بود که از هیچ نظری شعرت ایراد نداشت گفتم این ایرادات کوچیک هم رفع بشه:)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٢
٠
٠
ممنونم نسرین جون^__^ .. اوه اوه آبروم رفت پس :دی اره الان ک دقت می‌کنم چون تنوین عربیه استفاده نباید بشه .. ولی خب تا قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ آید دیگر:دییی ولی خب نه جدا دقت نکردم:) مرسی از تذکرت:) واسه غلط تایپی هم که شرمنده شما به بزرگواری معلمی خودتون ببخشید:دیی
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٢
٠
٠
اصلاحیه: اقلیم نیست، اقلید هستش. شهری که بیشترین کشت گندم رو داره. اگر تصحیح بشه ممنون میشم
f.farzad
f.farzad
٩٦/٠١/٢٢
٠
٠
زیبا بود غزال : ) (هر شهر که با قافیه آمد همه گفتم.. آنها که نگفتم صریحا به فدایت) خیلی با حال بود :دی
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٣
٠
٠
^__^ ممنونممم ... گوارای وجود:))
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٦/٠١/٢٣
٠
٠
لذت بردیم، جغرافیتونم قوی شده ها:)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٣
٠
٠
از هر انگشتم یه علمی میباره، شما خبر ندارید:دی چه عجب!:)
ali_sh
ali_sh
٩٦/٠١/٢٣
٠
٠
چه لذت بخش و عالی بود نیز :)))
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٥
٠
٠
به به ازینورا؟^_^ ممنونم مستر
f_zarrinfar
f_zarrinfar
٩٦/٠١/٢٤
٠
٠
خیلی قشنگ بود
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٥
٠
٠
قشنگ خوندی عزیزم:))) گوارای وجود!:)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات