عجب غروب غریبی است!
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

نویسنده : غزاله بانو

غروب غریبی است، چشمان بسته‌ی تو را می‌گویم! 

غروب کردی که جرأت کرده‌اند برف‌های رقصنده روی موهایت تلو تلو بخورند...

ولی زود بود. به عمر کوتاه روزهای زمستان می‌ماند. هنوز ذوق جوانی از لبخند چشم‌هایت می بارید.

هنوز پیشانی‌ات بوی بوسه مرا می‌دهد. رفتی!؟ و من هنوز تو را به خدا نسپرده بودمت!

هنوز نسترن‌های تو پشت پنجره خشک نشده‌اند که لب‌های ترک خورده‌ات...

آه... می‌بوسمت! این لب‌های خشک و ترک خورده ولی، همان طعم گس همیشگی را دارند

موهایت هنوز در مسیر باد می‌رقصند، چشمانت ولی... عجب غروب غریبی است!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
گل گلی خاتون :)
گل گلی خاتون :)
٩٦/٠١/٢٧
١
٠
منشورالدوله به سلامت باد:)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٧
٠
٠
گل گلی ما هم هم:))
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٦/٠١/٢٧
١
٠
مرسی از تصویر سازی زیبا و آتشین. حرارت توی شعرتون موج می زد. گرمای کلماتتون همیشه منشوری.
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٧
٠
٠
:)) حضورتون سرسبز جناب!:))
AsedHamid
AsedHamid
٩٦/٠١/٢٧
٠
٠
زیبا و دلنشین :)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٧
٠
٠
دلتون شاد مستر^__^
حسین ابن غلامسخی مداحی
حسین ابن غلامسخی مداحی
٩٦/٠١/٢٨
١
١
اف بر انتشار. شرم بر انتشار.
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٨
٠
٠
افففففف بر نویسنده
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠١/٢٨
١
٠
منشوری هم حدی داره وژداناً ! موقع خوندنش هم عرق شرم بر پیشانی مینشست :| موفق باشید :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠١/٢٨
١
٠
ولی انصافاً زیبا بود ٬ مخصوصاً قسمت اول :))
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٨
٠
٠
یه بوسه بر میت ک منشوری نداره:)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٨
٠
٠
نوش جان:))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠١/٢٨
٠
٠
زیبا بود ولی چرا بدین سان غم آلود؟! / راستی شعر بود یا متن؟! چون تو نظرات گفتن شعر و من فک کردم متنه! توصیفاتت هم خیلی خوب بودن :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/٠١/٢٨
١
٠
خخخخ احسنت خانوم باباپور با شاعران منشوری باید همینطوری برخورد کرد و به شعرشون گفت متن ٬ چه بی رحمانه نقد فرمودین ! ولی جداً شعر نو بود دیگه :)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٨
٠
٠
شعر نبود :) متنه تابلوعه که:) ممنونم ک اومدی
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٨
٠
٠
آقای مهدی زاده!!! خخخ خیلی بدین!
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠١/٢٨
٠
٠
بفرمایید دیدین متنه! گویا کم چیزی حالیم نیست از شعر!! :دی
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٩
٠
٠
:دی
(بانوی غم)A_B
(بانوی غم)A_B
٩٦/٠١/٢٨
٠
٠
خیلی زیباو دلچسب:))))
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٩
٠
٠
:) تشکر خانوم خانوما
A_heidarzadeh
A_heidarzadeh
٩٦/٠١/٢٨
٠
٠
خیلی خوب بود
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٩
٠
٠
ممنونم:))
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٦/٠١/٢٨
٠
٠
این مقدار از منشوری بودن قابل چشم پوشی نیست وقعن! خوب بود :)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٩
٠
٠
کجاش منشوریه اخه؟:) شما دیگه چرا؟
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠١/٢٩
٠
٠
=) چقــدر سخته بوسه بر جسم سرد عزیز از دست رفته
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٢٩
٠
٠
:( هوم!!
f.farzad
f.farzad
٩٦/٠١/٢٩
٠
٠
می بوسم... می بوسی... می بوسد و... الی آخر... خوشمان آمد
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٣٠
٠
٠
خوش آمدن و البته بوسه هایتان مستدام؛) :دی
notareal
notareal
٩٦/٠١/٣٠
٠
٠
چکامه را به چه کار آید؟ که شور دل در گویش / نگارش ادبی با سایاگ ( سبک ) برگزیده، در باران هم آوند (قافیه)، نیوش گوش جان کند. دل نوشته شما چکامه ای ست، هم آوند آن، ارغنون گل سرخ ش.// نازنین خود در بودن دست و روی بوسه باران کنیم، چون که رفتیم و رفتند بوسه ها ناآشنا نیست.
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٣٠
٠
٠
خاص ترین و سخت ترین و البته عجیب ترین دیدگاهی بود که تا حالا داشتم:)) ممنون ^_^
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٣١
٠
٠
یا شما از دوران ایران باستان اومدین یا متن رو از جایی کپی میکنید که احتمال اولی بیشتره! :) :دی معرفی نمیکنین خودتونو؟
notareal
notareal
٩٦/٠٢/٠١
٠
٠
شمایِ بسی پی جوی و منِ باستانی// کاراگاه شمسی و مادامِ خودِمانی////«دی معرفی نمیکنین خودتونو؟»//فَرَه ودین گشت، آمد اُردی بهشت//که چون دی برآید بباید همانی که باید نوشت.////هماره-بهار مانید.
MajHooL_R
MajHooL_R
٩٦/٠١/٣٠
٠
٠
:) عالی و ناب مثل همیشه منشورالدوله ی عزیز:)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٦/٠١/٣١
٠
٠
ممنون مجهول عزیزتر^__^
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

نام تو

٩٦/٠٥/١٩
بهشت درست همینجاست

چادری ها عاشق ترند! / قسمت دوم

٩٦/٠٥/١٨
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
حوالي سوت پایان کنکور 96

برای رویایت بجنگ

٩٦/٠٥/١٨
آن‌ها از تپش هماهنگ قلب‌هایمان چه خبر دارند؟

نامه هایی به همسرم / نامه سوم

٩٦/٠٥/١٩
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
بیایید به هم اعتماد کنیم

امتحان کردن هنر نمی باشد

٩٦/٠٥/١٨
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
تا دل به بودنش خوش باشد

کاش دل هم خانه داشت

٩٦/٠٥/١٩
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

عشق و تبسم

٩٦/٠٥/١٩
چرا تیمارستان مرا در آغوش نمی گیرد؟

روياپرداز

٩٦/٠٥/١٨
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تبلیغات