مظلوم نسل تنهای ما
چاره دردمان ازدواج است!

مظلوم نسل تنهای ما

نویسنده : A_tavassolii

امروز از یک بانو از نسل خودم شنیدم که می‌گفت من توی سجده‌های نمازم خیلی از شدت تنهایی گریه می‌کنم! من اگر بمیرم از درد این جمله هم جا دارد.

و مظلوم نسل بیچاره‌ی من، که وقتی پای درد دل دوستان خودم هم ‌نشینم، یعنی درد دل که نه، فقط کافی است ازشان بپرسم چه خبر، که شروع می‌کنند به آه و ناله و... که درد قریب به اتفاقشان تنهایی است. چند شب پیش با یکی از دوستان، توی چهارراه پشت چراغ قرمز بودیم و یک ماشین عروس از جلومان رد شد و این دوست عزیز آهی از اعماق وجودش کشید ! اول که مسلما کلی خندیدم بهش و کلی دستش انداختم اما خب بالاخره فهمیدم که این آه خبر از درون ‌ای می‌دهد و به جای خندیدن باید به حالش گریست. و خدای من شاهد است که هر دفعه با کسی از بچه‌ها می‌رویم بیرون، اصلا غیرممکن است که بخشی از صحبت‌هایمان به ازدواج نرسد، (البته یک وقت فک نکنید عقده ازدواج داریم، به نظر خود من توی این سن یعنی 20 سال کمی زود است) ما درباره شغل صحبت کنیم، می‌رسد به ازدواج، درباره آینده صحبت کنیم می‌رسد به ازدواج، وارد سیاست بشویم، ازدواج، مذهب، ازدواج، مسائل اجتماعی، ازدواج، فرهنگی، ازدواج. (البته لازم به ذکر هست که هم سن وسال‌های ما بیشتر درگیر جهل و لغو و بیهودگی و بازی و شبکه‌های اجتماعی و این مسخره بازی‌ها هستند و ما از این‌ها وارسته‌ایم و کمی از لحاظ عقلی بیشتر مورد عنایت پروردگاریم). حالا جوری شده که هر جا بحث ازدواج می‌شود، اذهان می‌رود سراغ یک سری مسائل که واقعا به نظر من و تا آن‌جایی که من می‌دانم، به نظر علمای دین هم (استاد پناهیان)، اصلا در اولویت اول نیستند. یعنی توی بحث ازدواج، این درد تنهایی و این خلاء روحی، اصلا قابل مقایسه با مسائل دیگر نیست و بسیار آزاردهنده‌تر است، این برای بچه‌های توی سن من به نظرم ملموس‌تر است. خب پسرها از پیش دانشگاهی، یک سری دغدغه‌‌های جدید برایشان پیدا می‌شود، یعنی برای دخترها هم هست اما برای پسرها، از یک جنس متفاوت است. دغدغه‌ی اینکه خب من باید فردا کنکور بدهم و از این کنکوری‌ با تمام سختی‌هایش بگذرم و به رشته‌ای برسم که من را به اشتغال برساند و بعد بروم سربازی و بعد از سربازی اگر اگر اگر شاغل شدم، بعد به فکر پول و خانه و ماشین و نهایتا هم ازدواج. خب دغدغه‌ها بزرگ، تجربه و سن کم، نتیجه؟ تشویش و اضطراب، راه حل؟ مُسَکِن! مسکن چیه؟ ازدواج! عجب! 

خداوند می‌فرماید ما برای شما از جنس خودتان همسرانی آفریدیم که در کنارشان به سکون برسید، به آرامش برسید!

این یعنی نسل من، نیاز و خلاء روحی دارند و تنها هستند و فقط احتیاج به شخصی دارند که کنارشان باشد، همین. فقط باشد و این به موفقیت‌شان کمک بسیار زیادی می‌کند. چرا که تو یک نفر را در کنارت داری و توان روحیت در برخورد با مسائل بالا می‌رود و در زندگی موفق‌تر و خوشحال‌تر خواهی بود. یعنی شما چه خوشت بیاید، چه خوشت نیاید، طبیعتا و عقلا و ذاتا و شرعا به قول استاد پناهیان، پسرها جشن فارغ‌التحصیلی از دبیرستان و عروسی را باید باهم بگیرند. این‌طوری از تشویش‌ها و نگرانی‌ها در مورد آینده می‌کاهد و فرد با شور و شوق و امید و اعتماد به نفس بالاتری وارد جامعه (دانشگاه و بعد از دانشگاه) می‌شود.

این با شرایط کنونی جامعه زیاد عملی نیست و خب طبیعتا نتیجه چه می‌شود، نتیجه این می‌شود که کنار دوست‌هایم که می‌نشینم، اصلا فکر نمی‌کنم کنار چند جوان پر انرژی و با نشاط و سرحالم، بلکه فکر می‌کنم کنار چند پیرمرد ناامید و از دنیا زده و تنها و افسرده‌ام، این از پسرها و از آن طرف دخترها در سجده از تنهایی گریه می‌کنند!

مظلوم نسل تنهای من!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٦/٠١/٢٧
٠
٠
از خوانندگان به خاطر اشتباهات فراوان متن عذر خواهی می کنم نمیدونم من این قدر غلط غلوط نوشتم یا اینجوری شده یادم نیست حقیقتا در هر صورت ببخشید
faezeh76
faezeh76
٩٦/٠١/٢٨
٠
٠
سجده تنهايي و گريه! شايد چنين اتفاقي بيافته اما لزوما به دليل نبود فيزيكي شخص خاصي نيست، تنهايي يك حس درونيه كه تو اوج شلوغي هاي زندگيت باز ممكن حس بشه! در هر صورت اگه هدف تون ازدواج از همين الان براش برنامه ريزي كنيد. موفق باشيد :)
AsedHamid
AsedHamid
٩٦/٠١/٢٨
٠
٠
همچین گفتی مظلوم گفتم از مجرد های دهه شصتی میخوای بنویسی، بیست سالگی که غصه نداره، مظلوم اون نسلیه که هنوز توی ۳۰ سالگی دنبال نیمه گمشده ش میگرده
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٦/٠١/٢٨
٠
٠
خب تقصیر خودشه که 30 سالش شده و هنوز کاری نکرده
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
تبلیغات