من از ازل درگیر این پیکار بودم
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

من از ازل درگیر این پیکار بودم

نویسنده : جشنواره نویسندگی نقطه سر خط
وحید محسنی
وقتی تو هم بیهوده دور خود بگردی ، پی میبری در باختن ناچار بودم
حق میدهی یک گام حتی بر ندارم، وقتی تمام عمر یک پرگار بودم!
در دور تند اتفاقات زمانه، هربار پشت انتخابی ساده ماندم
در این صف طولانی و بی تاب رفتن ، من لاکپشتی کند و ناهنجار بودم
نیت به رفتن کردم اما باز ماندم، ماندن قرارم بود و من در فکر رفتن
کل جهانم روی یک آونگ بوده ست، آری خلاصه روزه ای شکدار بودم
در خود فرو رفتم دوباره تا "بفهمم" ، بین تمام این دوراهیها چه فرقی ست 
"روشن شدن" چیز مضرّی بود اما، وقتی که ذاتاً مثل یک "سیگار" بودم
تردید پای ثابت اعمال من بود، تکلیف من بین بلاتکلیفها چیست
در بین چیدن یا نچیدن عمر سر شد، من از ازل درگیر این پیکار بودم!
* این مطلب بدون ویراستاری منتشر شده است
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠١/١١
١
٠
موفق باشید راستش اونقدر تو شعر درک ندارم بتونم نقد کنم امیدوارم شاعر های سایت بیان نظر بدن :)
لیلی
لیلی
٩٦/٠١/١٢
٤
٢
در بیت6(آری خلاصه روزهای شکدار بودم) قشنگ نیست و وزن شعر را خطشه دار کرده، اگر نوشته میشد /آری خلاصه روزهایی، شکدار بودم /بهتر بود چون آدم نميتونه روزهای شکدار بوده باشه! ولی میتونه روزهایی،شکدار و مردد باشه. باقی ابیات هم عالی، زیبا و مفهومی سروده شده
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠١/١٢
٢
١
:) به امید موفقیت =)
حسین سراج
حسین سراج
٩٦/٠٣/١٢
١
٠
بسیار زیبا در بین چیدن یا نچیدن عمر طی شد ،من از ازل در گیر این پیکار بودم
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠