انقلاب شکستن ظرف است
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

نویسنده : جشنواره نویسندگی نقطه سر خط

صدیقه حسینیی

اگر از من بپرسید می‌گویم همه‌ی حرف‌های دنیا آغشته به تردید است.  حتی شده در حد یک قطره ی کوچک! اما بالاخره هست. این که می‌گویم قطره هم برای این است که من معتقدم تردید مایع است و مثل هر مایع دیگر توی هر ظرفی که بریزی به شکل همان ظرف در می اید. حالا این ظرف می‌خواهد ظرف فکر باشد یا حرف و رفتار و... تمام این ظرف‌ها با یک لوله‌ی کوچک به هم وصل می‌شوند و مایع از ظرف فکر آرام ارام حرکت می‌کند و اگر همان جا جلویش را نگیری وارد ظرف حرف می‌شود و بعد هم به ظرف رفتار می‌رسد. ظرفی که دیگر راه در رو ندارد و تنها چاره‌اش این است که یک مرتبه سر و تهش کنید و همه چیز را برگردانید به جای اول!

تردیدهای فکری خیلی محسوس نیستند اما وقتی به حرف‌ها می‌رسند کم کم چشمک می‌زنند و آن وقت حتی اگر نخواهید به کسی نشانش بدهید هم بالاخره یک جایی لو می‌رود. مثلا من فکر می‌کنم که حرف‌های آخر مطمئن‌ترین حرف‌های دنیا هستند. همان حرف‌هایی که هر چه‌قدر هم بحث کنید و بالا بروید و پایین بیاید و توی تردیدهای نامحسوس فکری‌تان دست و پا بزنید آخرش می‌رسید به جایی که حس می‌کنید زیر پایتان محکم شده و آن وقت است که رک و پوست کنده و مطمئن حرفتان را می‌زنید. مثل تمام حرف‌های اخر!اما درست توی همان لحظه اگر یک نفر برگردد بپرسد حرف اخرت همین است؟. . . یک جورهایی دست و پایتان شل می شود و اگر ضربه‌ی آخر را بزند و بگوید: مطمئنی؟پشیمان نمی‌شوی؟

آن وقت است که قلپ قلپ تردید توی دلتان بالا می اید. اصلا من فکر می‌کنم آدم‌ها انقدر توی این موقعیت قرار گرفتند تا توانستند اصطلاح دل دل کردن را اختراع کنند. یعنی می‌خواهم بگویم هیچ توصیف بهتری برای یک ادم دچار تردید بهتر از این نیست که بگوییم دارد دل دل می‌کند. این دل دل کردن‌ها  چیزی شبیه به بالا و پایین پریدن‌های ماهی‌ای‌ست که تازه از آب گرفته‌اند و انداخته‌اند روی ساحل! یک جوری که نه کاملا مال دریاست نه کاملا مال خشکی... در واقع چیزی بین این دو است. 

اما من معتقدم ادم هر چه‌قدر که در جواب" مطمئنی؟"های دیگران بگوید: بگذار بیشتر فکر کنم...

بالاخره باید به یک جایی برسد که انقلاب کند. انقلاب هم حتما می‌دانید چیست؟ انقلاب این نیست که تردید را از ظرفی به ظرف دیگر بریزید و بگویید خب تمام شد!نه! انقلاب شکستن ظرف است. آدم به جایی می‌رسد که باید ظرف را بشکند و قید آن یک قطره‌ی کوچک تردید که می‌پاشد روی جمله‌هایش را بزند و محکم بگوید: بله!حرف آخرم همین است!

می دانید؟!

* این مطلب بدون ویراستاری منتشر شده است
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
(بانوی غم)A_B
(بانوی غم)A_B
٩٦/٠١/٠٤
٢
٠
لذتیدیم از نوشتتون:)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٦/٠١/٠٥
٠
٠
چه خوب که دوست داشتی بانوی غم شاد باشی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠١/٠٤
٢
٠
مثل هر مایع دیگر توی هر ظرفی که بریزی به شکل همان ظرف در می اید. بعضی جاها محاوره و بیشتر دستور زبانی نوشتید! رفتار و... ،همین است؟. . . ، مال خشکی... ،فکر کنم... فیلم هندی که نیست یادداشت هست ​ چرا پایان باز ؟ علائم نگارشی و نیم فاصله رو رعایت نکردید مثلا: قلپ قلپ تردید. و بدترین پایان بندی که تا حالا خوندم: بله!حرف آخرم همین است! می دانید؟! الان دقیقا ما باید چه چیزی بدانیم؟ انگاری نویسنده صفحه جیم را باز کرده و آگهی مسابقه را دیده و سریع با خودش خلوت کرده و هرچیزی که به ذهنش آمده یک کلمه تردید تنگش گذاشته و اسمش را گذاشته یادداشت. من امیدوارم در یادداشت های بعدی با صبر و حوصله بنویسید و از ویراستار آنلاین کمک بگیرید، یادداشت های برگزیده دوره های قبل را هم حتما بخوانید انشالله موفق خواهید بود. #بهمن_بهمنی
(بانوی غم)A_B
(بانوی غم)A_B
٩٦/٠١/٠٤
٢
٠
بعلهه:)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٦/٠١/٠٥
٠
٠
با سلام ... هیچ جای متن از محاوره نویسی استفاده نشده فقط روونی و سادگی کلمات و استفاده از کلمات مشترک بین معیار و محاوره شما رو به این اشتباه انداخته ... نکته ی بعد اینکه فیلم هندی ها پایان باز ندارند که این فیلم ها رو مثال زدین و اتفاقا خیلی هم پایان های از پیش تعیین شده و کلیشه ای دارند ... و اینکه یادداشت من هم ابدا پایان باز نداره اگر می گفتید چرا اخرش با نتیجه گیری تموم شد منطقی تر بود.چون من در پاراگراف اخر رفتار درست در مواجهه با تردید رو می گم.و حتی مفهوم این پاراگراف توی تیتر مطلب هم اومده چون فکر کردم یادداشت باید با پایان مشخصی تموم بشه/ و اینکه می دانیدها در پایان یادداشت های من حکم امضا رو دارند و در اکثر یادداشت هام هم هست...این جا هم در واقع من حرفمو زدم و اون می دانید اخر متن یک جور سوال از مخاطب برای مرور چیزهاییه که توی یادداشت بهش اشاره کردم یا اینکه مخاطب با خودش فکر کنه ببینه نظر خودش چیه ... و در اخر اینکه توصیه کردین یادداشت برگزیده دوره قبل رو بخونم که باید بگم یادداشت برگزیده دوره قبل رو هم  خودم نوشته بودم ... ممنون از وقتی که می ذارید
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠١/٠٥
٢
٠
ناراحت نشید شما به شکسته نویسی میگید روون نویسی!همچین چیزی وجود خارجی ندارد مگه آلات متحرکه ماشین هست که بخواین روان کاری کنید؟ بعد مگر نامه رسمی هست که اضافه نویسی رو امضا فرض میکنید؟ دوما من بیکار که نیستم بخوام وقتم رو به بدگویی از نوشته کسی سپری کنم صرفا نظرم بود، اصلا شما عالی نوشتید من خوب نخوندم :)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٦/٠١/٠٦
٠
٠
نه ولی کاش کمی وقت می ذاشتید کلمات محاوره رو به من نشون می دادین و کلی نظر نمی دادین این جوری کمک کننده تر بود بهرحال ممنون
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/٠١/٠٦
٠
٠
توی هر ظرفی / و توی تردیدهای نامحسوس/اما درست توی همان لحظه/قلپ قلپ تردید توی دلتان بالا می اید/آدم‌ها انقدر توی این موقعیت قرار گرفتند/ --------------------------------------------------------- منظورم از بعضی جاها محاوره نویسی قسمت های بالاست و بیشتر روی "توی"تاکید داشتم البته الان لغت نامه رو کنترل کردم "توی"صحیح است و من به اشتباه نوشتم همین تکرار یک واژه ذهنم رو بهم ریخت ، موفق باشید.
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٦/٠١/٠٤
١
١
"من میخواهم بگویم" یا "من میگویم"، اینا حتی توی مکالمه عادی هم تکرارش خسته کننده ست، چه برسه به یادداشت، با کمال احترام من هیچی از یادداشتتون متوجه نشدم،
(بانوی غم)A_B
(بانوی غم)A_B
٩٦/٠١/٠٤
١
٠
خخخ..چرا متوجه نشین؟
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٦/٠١/٠٥
٠
٠
با قسمت اول نظرتون موافقم که تکرارهای بی دلیل به متن ضربه می زنه اما اینکه هیچی از متن متوجه نشدین رو درک نمی کنم چون خیلی ساده گفته شده همه چی بهرحال ممنون از وقتی که گذاشتید
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٦/٠١/٠٤
١
٠
از مدافع عنوان قهرمانی از این کمتر انتظار نمیرفت :) موفق باشید
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٦/٠١/٠٥
٠
٠
مرسی از حضور و نظرتون مدافع عنوان قهرمانی؟😉
رفیعه
رفیعه
٩٦/٠١/٠٤
١
٠
خووب بود، مبفق باچید :)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٦/٠١/٠٥
٠
٠
سپاس از شما
Shaparak_n
Shaparak_n
٩٦/٠١/٠٥
٠
٠
ایده ی متن رو دوست نداشتم... زیادی رک و راست رفتید سراغ اصل مطلب. نکات نگارشستون عالی و به جا بود. خصوصا نیم فاصله هاتون منو خیلی را
Shaparak_n
Shaparak_n
٩٦/٠١/٠٥
١
٠
ایده ی متن رو دوست نداشتم... زیادی رک و راست رفتید سراغ اصل مطلب. نگارش متنتون تا حدودی خوب بود. خصوصا نیم فاصله هاتون من رو خیلی راضی کرد. اما علائم نگارشیتون هنوز جای کار داره. پیکر بندی هم بد نبود ولی در کل اونقدری چنگی به دل نمی زنه؛ می تونست خیلی بهتر از این باشه... پایان مطلب هم زیادی شل تموم شده بود و این خیلی به کل اثر ضربه می زنه. در کل بدون ریز شدن تو این موارد؛ خوب بود، اما، ما منتظر بهتر از این ها از شما هستیم. قلمتون روان و ذهنتون پویا.
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٦/٠١/٠٦
١
٠
ممنون از کامنت مفیدت دوست خوبم به نکات خوبی اشاره کردی واقعا مرسی
S_rasa
S_rasa
٩٦/٠١/٠٥
٠
٠
برداشت خوبی از تردید در نوشته بیان شده. قابل تامله. متن هم خسته کننده نیست. اما علایم نگارشی در خیلی از موارد رعایت نشده و باعث سخت خوانی نوشته میشه. برای نمونه در "... من معتقدم ادم هر چه‌قدر که در جواب" مطمئنی؟"های دیگران بگوید: بگذار بیشتر فکر کنم... بالاخره باید به یک جایی برسد که انقلاب کند..."، جمله ی پایانی در ادامه ی جمله ی قبل است و علاوه بر اینکه قبلش به ویرگول نیاز داره، اصلا نباید تغییر بند صورت بگیره. ما زمانی از یک بند به بند دیگر میریم که موضوع -لااقل- کمی عوض بشه. اینطور موارد چندین بار در متن تکرار شده. از عبارت "من معتقدم" یا امثالهم هم زیاد استفاده شده. قاعدتا ما در جریانیم که کل متن اعتقاد و برداشت نویسنده است و نیازی به یادآوری آن نیست. در کل، آرزوی موفقیت دارم براتون :)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٦/٠١/٠٦
٢
١
در مورد علایم نگارشی حق با شماست مرسی از توجه ت و ممنون که با مثال برام نوشتی
Rasa_s
Rasa_s
٩٦/٠١/٠٩
٠
٠
مرسی از انتقادپذیری شما :)
Milad gharib
Milad gharib
٩٦/٠٢/٠٦
٠
٠
آرزوی موفقیت برای شما و برای داوران
پربازدیدتریـــن ها